هوش مصنوعی: این شعر عرفانی از حافظ، عشق را به عنوان چوپان و جهان را گله‌ای توصیف می‌کند که همه در مسیر عشق و وحدت حرکت می‌کنند. شاعر از مفاهیمی مانند وحدت وجود، عشق الهی، و ستایش امام علی (ع) سخن می‌گوید و از استعاره‌های زیبایی مانند زلف معشوق و شمع برای بیان مفاهیم عمیق عرفانی استفاده می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مذهبی و فلسفی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۸۴۲ - عشق چوپان بود و ما همه عالم گله ایم

عشق چوپان بود و ما همه عالم گله ایم
حسن قصاب و بکشتن همگی یکدله ایم ۱

وسعت حوصله کون و مکان یکنفس است
تا نگویند بماخلق که بی حوصله ایم ۲

زلف تو سبحه مسلم شد و زنار مغان
چون نکو مینگرم جمله زیک سلسله ایم ۳

اندر این خانه بجز پرتو شمعی نبود
ما همه پنجره سان روشن از آن مشعله ایم ۴

همه مجنون و یکی محمل لیلی نشناخت
چون جرس بیهده شور افکن این قافله ایم ۵

رحمی ای خضر که شب آمد و دزدان از بر
همرهان رفته و ما مانده در این مرحله ایم ۶

قاسم جنت و دوزخ چو توئی غم نبود
همچو آشفته گر آویخته در سلسله ایم ۷

عملی نیست بجز نامه سیاهی یا رب
چون مدیح علی آورده بیاد صله ایم ۸

مرتع ماست محبت علیش مهر و گیاست
گر جز این خواب و خوری هست برون زین گله ایم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۴۱ - روزگاریست بمیخانه گذاری دارم
گوهر بعدی:شماره ۸۴۳ - همتی ای میفروشان تشنه کامم تشنه کام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.