هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و وابستگی شدید خود به معشوق سخن میگوید. او بیان میکند که به خاطر این عشق، از همه عالم جدا شده و دل خود را در راه معشوق فدا کرده است. شاعر از زلف معشوق به عنوان آشیان دل خود یاد میکند و میگوید که هر شب مانند مرغ شباهنگ در زلف معشوق آویخته است. او همچنین از فرار به میکده برای در امان ماندن از حوادث و رقیبان سخن میگوید و در پایان از علی(ع) کمک میخواهد تا از شر خلق جهان در امان بماند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه عمیق است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار میباشد. همچنین استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۸۵۹ - خبرت هست که چون با تو در آمیخته ام
خبرت هست که چون با تو در آمیخته ام
با تو پیوسته زعالم همه بگسیخته ام ۱
نقد دل گمشده در خاک در تو زازل
بیهده خاک سر کوی بتان بیخته ام ۲
مرغ دل در خم زلفت نه کنون منزل کرد
آشیانی است که طرحش زازل ریخته ام ۳
همه شب هم نفس مرغ شب آویزم من
عجبی نیست که در زلف تو آویخته ام ۴
تا حوادث نبرد ره بمن طعن رقیب
بدر میکده رحمت بگریخته ام ۵
دست حق آنکه پی تفرقه اهل هوس
تیغش آشفته بصد جهد برآهیخته ام ۶
یا علی دست مرا گیر که از خلق جهان
همه بگریخته در دامنت آویخته ام ۷
با تو پیوسته زعالم همه بگسیخته ام ۱
نقد دل گمشده در خاک در تو زازل
بیهده خاک سر کوی بتان بیخته ام ۲
مرغ دل در خم زلفت نه کنون منزل کرد
آشیانی است که طرحش زازل ریخته ام ۳
همه شب هم نفس مرغ شب آویزم من
عجبی نیست که در زلف تو آویخته ام ۴
تا حوادث نبرد ره بمن طعن رقیب
بدر میکده رحمت بگریخته ام ۵
دست حق آنکه پی تفرقه اهل هوس
تیغش آشفته بصد جهد برآهیخته ام ۶
یا علی دست مرا گیر که از خلق جهان
همه بگریخته در دامنت آویخته ام ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۵۸ - مطرب تو راه میزنی از ساز دلکشم
گوهر بعدی:شماره ۸۶۰ - منم آن نهال بی بر که زعشق برگرفتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.