دِلا! ز معرکه‌ی محنت و بلا مگریز

دِلا! ز معرکه‌ی محنت و بلا مگریز
چو گِردباد به هم پیچ و چون صبا مگریز ۱

تو را است معجزه در کف، ز ساحران مهراس
عصا بیفکن و از بیم اژدها مگریز ۲

تو موج غیرت و عزمی، ز بحر بیم مدار
حذر ز غرش طوفان مکن ز جا مگریز ۳

ز سست عهدی ایام دلشکسته مشو
نشانه باش چو پرچم، ز بادها مگریز ۴

چو صخره باش و مکن تکیه جز به دامن کوه
به حق سپار دل خویش و از دعا مگریز ۵

تو از تبار دلیران خیبر و بدری
چو ذوالفقار و چو حیدر بزن صلا مگریز ۶

به نوشخند منافق ز ره کناره مگیر
به زهرخند معاند به انزوا مگریز ۷

چو ره به قبله‌ی امن است پایمردی کن
خطا مکن، ز توهم به ناکجا مگریز ۸

چو تیر راه هدف گیر و بر هدف بنشین
ز کجروی به حذر باش و از خدا مگریز ۹

«امین» خلق و امانت‌گزار یزدان باش
به صدق کوش و خطر کن ز مدعا مگریز ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۱۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:از سر ره - تا غبار افشاند جان - برخاستم
گوهر بعدی:شرح حال - گامی به راه و گامی در انتظار دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.