هوش مصنوعی: این متن شعری است که مخاطب را به ترک دنیای مادی و روی آوردن به معنویات و عشق الهی دعوت می‌کند. شاعر از مسافرت از دیار ویران، جستجوی دوست، ترک شهوت و مقام، و روی آوردن به فقر و عزلت سخن می‌گوید. همچنین، اشاره‌هایی به شخصیت‌های مذهبی مانند علی(ع) و مفاهیم عرفانی دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و شناختی دارد. همچنین، برخی اشارات به مفاهیم مذهبی و فلسفی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

شماره ۹۰۸ - دلا مسافرت از این دیار ویران کن

دلا مسافرت از این دیار ویران کن
بکوی دوست چو مجنون سری بسامان کن ۱

زانس آدمیانت بغیر وحشت نیست
چو وحشیان تو قراری زنوع انسان کن ۲

طبیب نیست درین شهر بند و تو رنجور
پی علاج خود ایدل تو فکر درمان کن ۳

تو راز کسوت صحبت بجز ملال نخواست
بیا و خویشتن از این لباس عریان کن ۴

قناعتی کن و رو کنج عزلتی بگزین
زکنج فقر تفاخر به پادشاهان کن ۵

برای آنکه بخندی چو غنچه وقت سحر
به نیم شب مژه چون ابر خیز و گریان کن ۶

نگین خاتم جم در نجف بدست علی ست
وداع اهرمن کشور سلیمان کن ۷

بجوی بر در کریاس مرتضی راهی
زافتخار و شرف جا بفرق کیوان کن ۸

تو را در آتش نمرود شهوتست و مقام
بترک نفس تو آذر بخود گلستان کن ۹

بحرص و شهوت و آزی اسیر در شیراز
ببر تو بیخ هوس را و ترک شیطان کن ۱۰

بجوز زلف نکویان کناری آشفته
تو را که گفت که خود را چنین پریشان کن ۱۱

بنه مرکب تازی تو زین و رخت به بند
بجان عزیمت خاک شه خراسان کن ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۰۷ - گر بظاهر برکنی تو کسوت فقرم زتن
گوهر بعدی:شماره ۹۰۹ - ای حرف سر زلف تو سودای حریفان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.