هوش مصنوعی: این شعر از عشق و دل‌باختگی سخن می‌گوید، با اشاره به زیبایی معشوق و تاثیری که بر شاعر گذاشته است. شاعر از ناامیدی و پریشانی خود می‌گوید و اینکه عمرش را در عشق و سودا گذرانده است. همچنین، به شکست عهد و پیمان اشاره می‌کند و در نهایت، احساس بی‌پناهی و تنهایی خود را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و گذر عمر نیاز به بلوغ فکری دارند.

شماره ۹۰۹ - ای حرف سر زلف تو سودای حریفان

ای حرف سر زلف تو سودای حریفان
این طرفه که دل میبری از دست ظریفان ۱

چون باد خزان است و زان در چمن دهر
کردیم عبث خدمت سرو و گل و ریحان ۲

پیمانه کشم تازه کنم عهد بساقی
بشکست اگر یار کهن شیشه پیمان ۳

آشفته بجز زلف بتان جا نگرفتم
شد عمر گرانمایه بسودای پریشان ۴

در دست نماند است بجز باد مرا هیچ
ناچار علی را بزنم دست بدامان ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۰۸ - دلا مسافرت از این دیار ویران کن
گوهر بعدی:شماره ۹۱۰ - حدیث عشق از مستان شنو ایدل نه هوشیاران
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.