هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، درخواستهای شاعر از ساقی برای نجات از خرابی و تشنگی معنوی را بیان میکند. شاعر با استفاده از استعارههایی مانند "ساقی"، "میکده" و "گلستان"، به دنبال رهایی از دغدغههای دنیوی و رسیدن به آرامش و حقیقت است. او از ساقی میخواهد که او را از وابستگیها آزاد کند و به او کمک کند تا از غم و رنجهای عشق و زندگی رها شود.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۹۱۹ - ساقیا منکه خرابم زنو آبادم کن
ساقیا منکه خرابم زنو آبادم کن
تشنه ام خضری و از جرعه ی امدادم کن ۱
زازل گرچه نهادند مرا بنیان کج
راست خواهی تو خرابم کن و آبادم کن ۲
در وجود من خاکی نبود آب طرب
بکش از خاک در میکده ایجادم کن ۳
همه شب همنفس مرغ گلستانم من
یکنفس ای گل نو گوش بفریادم کن ۴
مطرب از ساز حقیقت بزن این پرده
ساقی از رنگ تعلق زمی آزادم کن ۵
بچم ای گلبن مه روی سهی قد در باغ
فارغ از جلوه سرو و گل و شمشمادم کن ۶
کو اجازت که بسر برد در تو طوف کنم
همتی بدرقه طوسم و بغدادم کن ۷
بسمل تیر نظر منتظر یک نگهست
فارغ از کمکش دام و زصیادم کن ۸
بیستون غم عشق تو بناخن کندم
بده آن تیشه خونریزم و فرهادم کن ۹
رهروان جمله بکعبه من آشفته بدیر
آخرای پیر خرابات تو ارشادم کن ۱۰
پای تا سر غمم از کثرت اغیار بیا
بی خبر از درم و از همه غم شادم کن ۱۱
تشنه ام خضری و از جرعه ی امدادم کن ۱
زازل گرچه نهادند مرا بنیان کج
راست خواهی تو خرابم کن و آبادم کن ۲
در وجود من خاکی نبود آب طرب
بکش از خاک در میکده ایجادم کن ۳
همه شب همنفس مرغ گلستانم من
یکنفس ای گل نو گوش بفریادم کن ۴
مطرب از ساز حقیقت بزن این پرده
ساقی از رنگ تعلق زمی آزادم کن ۵
بچم ای گلبن مه روی سهی قد در باغ
فارغ از جلوه سرو و گل و شمشمادم کن ۶
کو اجازت که بسر برد در تو طوف کنم
همتی بدرقه طوسم و بغدادم کن ۷
بسمل تیر نظر منتظر یک نگهست
فارغ از کمکش دام و زصیادم کن ۸
بیستون غم عشق تو بناخن کندم
بده آن تیشه خونریزم و فرهادم کن ۹
رهروان جمله بکعبه من آشفته بدیر
آخرای پیر خرابات تو ارشادم کن ۱۰
پای تا سر غمم از کثرت اغیار بیا
بی خبر از درم و از همه غم شادم کن ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۲۶۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۱۸ - نیش غم تو نوش جان حنظل عشق قند من
گوهر بعدی:شماره ۹۲۰ - رفته بباغ و و بوستان دسته بدسته دوستان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.