هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و جذابیت معشوق سخن میگوید و با استفاده از استعارههای زیبا مانند چشم و ابروی ترک، هندو، خورشید، زلف و خط، تیغ ابرو و سرو قد، احساسات خود را بیان میکند. او از جادو و افسون معشوق و تأثیر عمیق آن بر دل خود میگوید و از آشفتگی روحی خود در اثر این عشق سخن میراند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و احساسی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات تاریخی و ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۹۶۱ - حذر کن ای دل از آن چشم و ابرو
حذر کن ای دل از آن چشم و ابرو
که ترکست و کمانکش هست و جادو ۱
اگر هندو پرستد آفتابی
تو را خورشید رو زائیده هندو ۲
ززلف و خط چرا پوشیده جوشن
اگر داود نبود آن زره مو ۳
زتیغ ابروانش بر دل آن رفت
که بر بغداد از تیغ هلاکو ۴
بگرد سرو قدت مرغ روحم
زند چون فاخته پیوسته کوکو ۵
تو را منزل بود بر دیده و دل
کند گر سرو بن جابر لب جو ۶
نه خود آشفته بودم من زآغاز
مرا آشفته کرد آن تار گیسو ۷
که ترکست و کمانکش هست و جادو ۱
اگر هندو پرستد آفتابی
تو را خورشید رو زائیده هندو ۲
ززلف و خط چرا پوشیده جوشن
اگر داود نبود آن زره مو ۳
زتیغ ابروانش بر دل آن رفت
که بر بغداد از تیغ هلاکو ۴
بگرد سرو قدت مرغ روحم
زند چون فاخته پیوسته کوکو ۵
تو را منزل بود بر دیده و دل
کند گر سرو بن جابر لب جو ۶
نه خود آشفته بودم من زآغاز
مرا آشفته کرد آن تار گیسو ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۰۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۶۰ - ای یار سفر کرده نیاید خبر از تو
گوهر بعدی:شماره ۹۶۲ - ملک دل و جان گرفت عشق جهانگیر او
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.