هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و دلدادگی سخن میگوید و تأثیر آن بر دل و جان را توصیف میکند. همچنین، از مفاهیمی مانند تسلیم در برابر تقدیر، دیوانگی عشق و ناتوانی عقل در برابر آن صحبت میشود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
شماره ۹۶۲ - ملک دل و جان گرفت عشق جهانگیر او
ملک دل و جان گرفت عشق جهانگیر او
عقل هزیمت نمود از دم شمشیر او ۱
دل بیکی غمزه رفت عربده از نو مساز
ملک تو شد گو مبر زحمت تسخیر او ۲
دل که بدیوانگی شهره آفاق شد
سلسله موئی ززلف ساخته زنجیر او ۳
مرغ دلم پر بریخت از شکن دام عشق
بال و پرش باز داد شهپری از تیر او ۴
کار به تدبیر نیست عاشق دیوانه را
گو سر تسلیم نه در ره تقدیر او ۵
عاشق نوبت پرست زلف تو زنار اوست
گو بکند شیخ شهر حکم به تکفیر او ۶
کش مکش زلف تو سبحه زاهد گسیخت
شکر خدا را گسست رشته تزویر او ۷
زیر خم ابروان چشم تو دل دید و گفت
فتنه بخواب اندر است در خم شمشیر او ۸
آهوی چشمش گرفت تیر کمانی بدست
تا نکنی از قیاس میل به نخجیر او ۹
مطرب مجلس چو خواند گفته آشفته را
بربط زهره شکست بانگ مزامیر او ۱۰
شور حسینت برد راست براه حجاز
گوش کنی گر زجان صوت بم و زیر او ۱۱
عقل هزیمت نمود از دم شمشیر او ۱
دل بیکی غمزه رفت عربده از نو مساز
ملک تو شد گو مبر زحمت تسخیر او ۲
دل که بدیوانگی شهره آفاق شد
سلسله موئی ززلف ساخته زنجیر او ۳
مرغ دلم پر بریخت از شکن دام عشق
بال و پرش باز داد شهپری از تیر او ۴
کار به تدبیر نیست عاشق دیوانه را
گو سر تسلیم نه در ره تقدیر او ۵
عاشق نوبت پرست زلف تو زنار اوست
گو بکند شیخ شهر حکم به تکفیر او ۶
کش مکش زلف تو سبحه زاهد گسیخت
شکر خدا را گسست رشته تزویر او ۷
زیر خم ابروان چشم تو دل دید و گفت
فتنه بخواب اندر است در خم شمشیر او ۸
آهوی چشمش گرفت تیر کمانی بدست
تا نکنی از قیاس میل به نخجیر او ۹
مطرب مجلس چو خواند گفته آشفته را
بربط زهره شکست بانگ مزامیر او ۱۰
شور حسینت برد راست براه حجاز
گوش کنی گر زجان صوت بم و زیر او ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۳۰۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۶۱ - حذر کن ای دل از آن چشم و ابرو
گوهر بعدی:شماره ۹۶۳ - آنچه ببغداد کرد تیغ هلاکو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.