هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و غزلگونه است که در آن شاعر به توصیف زیباییهای معشوق و تأثیرات سحرآمیز چشمان، ابروها، و موهای او میپردازد. همچنین، از عناصری مانند جادو، شراب، و طبیعت برای بیان احساسات خود استفاده میکند. در برخی ابیات نیز به مفاهیم تاریخی و اسطورهای مانند هلاکوخان و چنگیزخان اشاره شده است.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم پیچیدهی عاشقانه و استعارههای ادبی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات تاریخی و اسطورهای نیاز به پیشینهی فرهنگی و ادبی دارد.
شماره ۹۶۳ - آنچه ببغداد کرد تیغ هلاکو
آنچه ببغداد کرد تیغ هلاکو
کرد بملک دل آن بلارک ابرو ۱
ترک تو چنگیز را کشید بیاسا
کافر حربی برد بچشم تو یرغو ۲
جادوی بابل بسحر چشم تو مفتون
فتنه بروی تو آن دو نرگس جادو ۳
عطر برد خسرو از دو سنبل شیرین
مشک ختن از خطا برند بمشکو ۴
دف صفتش سینه ام هدف شود از شوق
گر زندم تیری آن کمانچه ابرو ۵
چشم فسونساز تو ززلف رسن باز
قرص قمر میکشد بچنبر گیسو ۶
غیر دو آهوی مست شیر شکارت
شیر شکاری کسی ندیده زآهو ۷
رزم پشن را مخوان و قصه قارن
حسن تو چین و ختن گرفته به نیرو ۸
باده مینا و باغ و ساقی مهوش
لذت حورم ببرد و حسرت مینو ۹
کوی مغانت امان دهد زحوادث
رخت زمسجد ببرد لاسوی آن کو ۱۰
دم مزن آشفته خون دل خور و خامش
راه بکویش نبرده کس بهیاهو ۱۱
کرد بملک دل آن بلارک ابرو ۱
ترک تو چنگیز را کشید بیاسا
کافر حربی برد بچشم تو یرغو ۲
جادوی بابل بسحر چشم تو مفتون
فتنه بروی تو آن دو نرگس جادو ۳
عطر برد خسرو از دو سنبل شیرین
مشک ختن از خطا برند بمشکو ۴
دف صفتش سینه ام هدف شود از شوق
گر زندم تیری آن کمانچه ابرو ۵
چشم فسونساز تو ززلف رسن باز
قرص قمر میکشد بچنبر گیسو ۶
غیر دو آهوی مست شیر شکارت
شیر شکاری کسی ندیده زآهو ۷
رزم پشن را مخوان و قصه قارن
حسن تو چین و ختن گرفته به نیرو ۸
باده مینا و باغ و ساقی مهوش
لذت حورم ببرد و حسرت مینو ۹
کوی مغانت امان دهد زحوادث
رخت زمسجد ببرد لاسوی آن کو ۱۰
دم مزن آشفته خون دل خور و خامش
راه بکویش نبرده کس بهیاهو ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۳۰۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۶۲ - ملک دل و جان گرفت عشق جهانگیر او
گوهر بعدی:شماره ۹۶۴ - با مه و آفتاب شد طلعت تو چو روبرو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.