هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که از تشبیهات و استعاره‌های غنی برای بیان درد عشق و اسارت در چنگال معشوق استفاده می‌کند. شاعر از زنجیرهای عشق، گیسوی پرپیچ‌وخم معشوق، و جادوی نگاه او سخن می‌گوید و احساسات خود را با تصاویری مانند یوسف در چاه و عرب و عجم بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است و ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و تشبیهات نیاز به دانش ادبی و بلوغ فکری دارند تا به خوبی درک شوند.

شماره ۹۹۰ - بزنجیر جفائی گر نشد بخت دژم بسته

بزنجیر جفائی گر نشد بخت دژم بسته
سگ لیلی بمجنون از چه رو راه حشم بسته ۱

مرا حسن ار کرشمه بسته در زلف سیاه او
گدائی را بزنجیری آمیزی محتشم بسته ۲

فراری گفتم از کویش کنم بهر قرار دل
مرا راه گریز آن گیسوی پرپیچ و خم بسته ۳

ره دلهای مسکین میزند طرار جادویش
نمی بینی که در یک چین مو صد دل بهم بسته ۴

زلیخا طلعتی در چاه غبغب کرده زندانم
که صد چون یوسف مصری بزنجیر ستم بسته ۵

نه تنها من دل و دین کرده ام کابین بجام می
که عقد دختر رز را بجان زین پیش خم بسته ۶

بنازم غمزه ترکت که از مژگان و از ابرو
عرب را خیل غارت کرده و ره بر عجم بسته ۷

مگو آشفته طوفانرا نشاید بست راه از حسن
نمی بینی که مژگان راه بر چشم چویم بسته ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۷۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۸۹ - عاشقانرا جز لب تو باده مستانه نه
گوهر بعدی:شماره ۹۹۱ - دانست و هست و بود تو را مظهر آینه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.