هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی و فلسفی به زیباییهای آینه و انعکاس حقایق در آن میپردازد. شاعر از آینه به عنوان نمادی از حقیقت و تجلی جمال الهی یاد میکند و ارتباط آن را با عشق، هستی و شناخت بیان میدارد. همچنین، اشارهای به حضرت علی (ع) به عنوان مظهر جمال الهی دارد.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار میباشد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۹۹۱ - دانست و هست و بود تو را مظهر آینه
دانست و هست و بود تو را مظهر آینه
روزی که کرد تعبیه اسکندر آینه ۱
نتوان زدود نقش رخت از ضمیر او
چون جان گرفته عکس تو را در بر آینه ۲
مستی من زآینه نبود عجب که هست
لعل لبت شراب بود ساغر آینه ۳
عکس تو را و آه مرا عاریت گرفت
روشن اگر که هست و مکدر گر آینه ۴
در آینه چو دید جمالت کلیم گفت
کرده شعاع طور تجلی در آینه ۵
دارد چرا گرنه بهشتست هر طرف
طوبی و حور در بر و هم کوثر آینه ۶
آشفته داوری نبرد پیش شه زتو
اندر میان ما و تو بس داور آینه ۷
جز در رخ علی نتوان دید نور حق
بهر جمال غیب بود حیدر آینه ۸
روزی که کرد تعبیه اسکندر آینه ۱
نتوان زدود نقش رخت از ضمیر او
چون جان گرفته عکس تو را در بر آینه ۲
مستی من زآینه نبود عجب که هست
لعل لبت شراب بود ساغر آینه ۳
عکس تو را و آه مرا عاریت گرفت
روشن اگر که هست و مکدر گر آینه ۴
در آینه چو دید جمالت کلیم گفت
کرده شعاع طور تجلی در آینه ۵
دارد چرا گرنه بهشتست هر طرف
طوبی و حور در بر و هم کوثر آینه ۶
آشفته داوری نبرد پیش شه زتو
اندر میان ما و تو بس داور آینه ۷
جز در رخ علی نتوان دید نور حق
بهر جمال غیب بود حیدر آینه ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۹۰ - بزنجیر جفائی گر نشد بخت دژم بسته
گوهر بعدی:شماره ۹۹۲ - در همه شهر حاضری در بر ما نشسته ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.