هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و دلبستگی شدید به معشوق سخن میگوید. او از درد عشق، آرزوهای برآوردهنشده و تأثیرات عمیق این رابطه بر روح و روان خود مینویسد. تصاویر شعری مانند زلف سرکش، داغ دل، تیر عشق و زخمها، احساسات شاعر را به زیبایی بیان میکنند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر شعری مانند زخم و تیر عشق ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۹۹۲ - در همه شهر حاضری در بر ما نشسته ای
در همه شهر حاضری در بر ما نشسته ای
چهره بدل گشاده ای پرده بچشم بسته ای ۱
بافته زلف سرکشش در رگ و ریشه ام رسن
تا نکنی تصوری کش زکمند رسته ای ۲
داغ تو از آرزوی دل زخم زن و نمک بهل
تیر بزن که از خوشی مرهم جان خسته ای ۳
بسمل تیر عشق را آب زخنجر آرزوست
دانه چه میدهی دگر ایکه پرم شکسته ای ۴
آشفته زلف دلبرت شاید دام دل شود
تا زعلایق جهان رشته جان گسسته ای ۵
چهره بدل گشاده ای پرده بچشم بسته ای ۱
بافته زلف سرکشش در رگ و ریشه ام رسن
تا نکنی تصوری کش زکمند رسته ای ۲
داغ تو از آرزوی دل زخم زن و نمک بهل
تیر بزن که از خوشی مرهم جان خسته ای ۳
بسمل تیر عشق را آب زخنجر آرزوست
دانه چه میدهی دگر ایکه پرم شکسته ای ۴
آشفته زلف دلبرت شاید دام دل شود
تا زعلایق جهان رشته جان گسسته ای ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۱۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۹۱ - دانست و هست و بود تو را مظهر آینه
گوهر بعدی:شماره ۹۹۳ - آن می که از شعاعش آتش زند زبانه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.