هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از درد عشق، شوریدگی، و آرزوی وصال سخن میگوید. شاعر از عشق و شراب به عنوان پناهگاهی در برابر غمهای زمانه یاد میکند و از ساقی و مطرب میخواهد تا با هنر خود، دردهایش را تسکین دهند. همچنین، اشارهای به مفاهیم عرفانی مانند وحدت وجود و قیامت دارد.
رده سنی:
18+
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، اشارههای مکرر به شراب و مینوشی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۹۹۳ - آن می که از شعاعش آتش زند زبانه
آن می که از شعاعش آتش زند زبانه
درده سحر که دارم درد سر شبانه ۱
زآن آب شادی افزا غم را بشوی از دل
کاتش بجام افکند درد و غم زمانه ۲
ساقی بتیر غمزه جان مرا سپر کن
مطرب بناخن عشق دلرا مکن نشانه ۳
ای لعل ناردان رنگ از نار اشتیاقت
نار کفیده ام دل اشکم چو نار دانه ۴
جز دل که از سر شوق در زلف تو کند جا
در کام باز صعوه کی کرده آشیانه ۵
دیوانه هوایت هر سوی صد فلاطون
عقل از نظام عشقت خوره است تازیانه ۶
از هول روز محشر نبود مرا هراسی
گر میدهد پناهم اندر شرابخانه ۷
ته جرعه ای ببخشد ساقی گرم زرحمت
چون خضر بهره گیرم از عمر جاودانه ۸
اندر هوای عشقت ایشمع بزم وحدت
بلبل کشد نوائی مطرب زند ترانه ۹
ای نایب پیمبر غوغاست در قیامت
تو دستگیر ما شو یا رب در آن میانه ۱۰
زآشفته گر بخواهد ایزد حساب محشر
گو جا دهد بخلدش بی عذر و بی بهانه ۱۱
درده سحر که دارم درد سر شبانه ۱
زآن آب شادی افزا غم را بشوی از دل
کاتش بجام افکند درد و غم زمانه ۲
ساقی بتیر غمزه جان مرا سپر کن
مطرب بناخن عشق دلرا مکن نشانه ۳
ای لعل ناردان رنگ از نار اشتیاقت
نار کفیده ام دل اشکم چو نار دانه ۴
جز دل که از سر شوق در زلف تو کند جا
در کام باز صعوه کی کرده آشیانه ۵
دیوانه هوایت هر سوی صد فلاطون
عقل از نظام عشقت خوره است تازیانه ۶
از هول روز محشر نبود مرا هراسی
گر میدهد پناهم اندر شرابخانه ۷
ته جرعه ای ببخشد ساقی گرم زرحمت
چون خضر بهره گیرم از عمر جاودانه ۸
اندر هوای عشقت ایشمع بزم وحدت
بلبل کشد نوائی مطرب زند ترانه ۹
ای نایب پیمبر غوغاست در قیامت
تو دستگیر ما شو یا رب در آن میانه ۱۰
زآشفته گر بخواهد ایزد حساب محشر
گو جا دهد بخلدش بی عذر و بی بهانه ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۳۴۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۹۲ - در همه شهر حاضری در بر ما نشسته ای
گوهر بعدی:شماره ۹۹۴ - اصل ناپیدا و عکسی در میان افکنده ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.