هوش مصنوعی:
این متن عرفانی و عاشقانه، به موضوعاتی مانند فداکاری در راه عشق، عرفان و تصوف، و نقد زهد و ریاکاری میپردازد. شاعر از عشق به عنوان نیرویی متحولکننده یاد میکند و بر اهمیت искренیت و دلسپردگی تأکید دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۹۹۵ - ایکه جان داری فدا کن در ره جانانه ای
ایکه جان داری فدا کن در ره جانانه ای
سوختن تن را بنه گر شمع را پروانه ای ۱
تا نگردد موج زن عمان چشمت سالها
در کنار خود نه بینی زین صدف دردانه ای ۲
کفر و اسلام ارچه سرگردان تو شد کوبکو
ایکه نه در کعبه ای پیدا نه در بتخانه ای ۳
در قیامت مست صوفی وش درآید در سماع
هر که نوشد از شراب عشق تو پیمانه ای ۴
زاهد ار خواهی بدانی حاصل ذکر ملک
بر در میخانه بشنو نعره مستانه ای ۵
نازم آن دیوانه کو مجنون لیلی شد بحی
ورنه در هر شهر و کو عریان بود دیوانه ای ۶
در دل درویش جو مهر علی را لاجرم
کافتاب و گنج را یابند در ویرانه ای ۷
از فسون واعظان کی از سرش بیرون رود
هر که خواند از دفتر عشق بتان افسانه ای ۸
کسوت تقوی قلندر وار آشفته بسوز
تا بدوزندت حریفان خرقه رندانه ای ۹
هر سرو موی تو صد دل را بود کاشانه ای
از چه ویران میکنی صد خانه را از شانه ای ۱۰
سوختن تن را بنه گر شمع را پروانه ای ۱
تا نگردد موج زن عمان چشمت سالها
در کنار خود نه بینی زین صدف دردانه ای ۲
کفر و اسلام ارچه سرگردان تو شد کوبکو
ایکه نه در کعبه ای پیدا نه در بتخانه ای ۳
در قیامت مست صوفی وش درآید در سماع
هر که نوشد از شراب عشق تو پیمانه ای ۴
زاهد ار خواهی بدانی حاصل ذکر ملک
بر در میخانه بشنو نعره مستانه ای ۵
نازم آن دیوانه کو مجنون لیلی شد بحی
ورنه در هر شهر و کو عریان بود دیوانه ای ۶
در دل درویش جو مهر علی را لاجرم
کافتاب و گنج را یابند در ویرانه ای ۷
از فسون واعظان کی از سرش بیرون رود
هر که خواند از دفتر عشق بتان افسانه ای ۸
کسوت تقوی قلندر وار آشفته بسوز
تا بدوزندت حریفان خرقه رندانه ای ۹
هر سرو موی تو صد دل را بود کاشانه ای
از چه ویران میکنی صد خانه را از شانه ای ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۸۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۹۴ - اصل ناپیدا و عکسی در میان افکنده ای
گوهر بعدی:شماره ۹۹۶ - ما را عبث نبود که از بزم رانده ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.