هوش مصنوعی: این متن شعری است که از درد و رنج عشق و جدایی سخن می‌گوید. شاعر از بلاها و مصائبی که بر سر او آمده شکایت می‌کند و از یار خود با تعابیر عاشقانه و پراحساس یاد می‌کند. همچنین، اشاره‌هایی به مفاهیمی مانند عشق مجنون‌وار، سوز درونی، و وابستگی به معشوق دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و گاه دردناک است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و جدایی نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد.

شماره ۱۰۳۴ - بر این جا آن بلا بالا گرفته

بر این جا آن بلا بالا گرفته
بلا اندر زمین بالا گرفته ۱

حذر کن شهسوار از آب چشمم
که سیلش کوه تا صحرا گرفته ۲

اگر نه مردم آبی است چشمم
نشیمن از چه در دریا گرفته ۳

زمخموری چشمت شب خبر داشت
که بر کف ساغر صهبا گرفته ۴

چو پروانه زجانش نیست پرا
کسی کاو یاربی پروا گرفته ۵

زتو خورشید کسب نور کرده
زمن یاد این هنر حربا گرفته ۶

از این سوز نهانی شمع آسا
مرا آتش زسر تا پا گرفته ۷

زسنگ خاره سیم آرند بیرون
بسیمت جا چرا خارا گرفته ۸

عبث مجنون بحی لیلا چه جوئی
که کوه و دشت را لیلا گرفته ۹

بخون کیست چشمت داده فتوی
که رخسارت زخط طغرا گرفته ۱۰

بسودای سر زلف تو سر داد
زسر آشفته این سودا گرفته ۱۱

بخاک آستان طوس منزل
میان عقبی و دنیا گرفته ۱۲

بدستی میزند بر سر زحسرت
بدستی دامن مولا گرفته ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۳۳ - مرا کز عشق تو در هر سخن صد داستان بسته
گوهر بعدی:شماره ۱۰۳۵ - دوش بی ما صنما ساغر صهبا زده ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.