هوش مصنوعی:
این شعر به ستایش معشوقی میپردازد که سرشار از ناز و کبریاست و پارسایی و زیبایی او زبانزد است. شاعر از عشق و هجران سخن میگوید و تأثیر عمیق معشوق بر دلها را توصیف میکند. همچنین، اشارهای به بتپرستی عاشق و ستایش بیحد معشوق دارد. در پایان، شاعر از سوختن خرمن دلها در اثر گذر معشوق مانند برق سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۰۵۰ - به تو میسزد سرا پا همه ناز و کبریائی
به تو میسزد سرا پا همه ناز و کبریائی
که مسلمی بخوبی و تو راست پارسائی ۱
نشنیده ای زمطرب بجز از حدیث هجران
که زبند بندش آید همه نغمه جدائی ۲
تو زپرده گر درآئی چکنی بجان مردم
که زعشوه نهانی دل خلق میربائی ۳
چه کنی ملامت دل که تو بت پرستد از جان
که چه آینه بیارند تو خویشتن ستائی ۴
سوی کشور دگر رو پی دین و دل نگارا
که زپارس برفکندی تو رسوم پارسائی ۵
تو چو برق برگذشتی و بسوخت خرمن ما
که بشعله خار و خس را نه سزاست آشنائی ۶
نبود دلی که نبود بشکنج طره او
که بچین زلفش آشفته تو هم دلی فزائی ۷
که مسلمی بخوبی و تو راست پارسائی ۱
نشنیده ای زمطرب بجز از حدیث هجران
که زبند بندش آید همه نغمه جدائی ۲
تو زپرده گر درآئی چکنی بجان مردم
که زعشوه نهانی دل خلق میربائی ۳
چه کنی ملامت دل که تو بت پرستد از جان
که چه آینه بیارند تو خویشتن ستائی ۴
سوی کشور دگر رو پی دین و دل نگارا
که زپارس برفکندی تو رسوم پارسائی ۵
تو چو برق برگذشتی و بسوخت خرمن ما
که بشعله خار و خس را نه سزاست آشنائی ۶
نبود دلی که نبود بشکنج طره او
که بچین زلفش آشفته تو هم دلی فزائی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۴۹ - فصل گل گفته واعظ نکنی می نوشی
گوهر بعدی:شماره ۱۰۵۱ - تو که پرچمی زعنبر بفر از ماه داری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.