هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از معشوق خود با تعابیر بلند و استعاری یاد میکند. او از عشق، هجران، و امید به وصال سخن میگوید و از عناصری مانند خضر، حیات، و رحمت برای بیان احساسات خود استفاده میکند. همچنین، اشارههایی به مفاهیم فلسفی مانند آغاز و پایان و عشق ازلی دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از استعارهها و تعابیر نیاز به دانش ادبی و فلسفی پایه دارند.
شماره ۱۰۵۸ - ای هشت باب خلد زروی تو آیتی
ای هشت باب خلد زروی تو آیتی
وز قامت تو شور قیامت کنایتی ۱
تفسیر سر آیه نورش شود عیان
هر کاو زمصحف رخ تو خواند آیتی ۲
مانده باین امید خضر زنده در جهان
کز چشمه حیات تو بیند سقایتی ۳
پرچم بفرق مهر و مه از غالیه که زد
جز تو که برفراشتی از زلف رایتی ۴
اندر هوای حسن ازل عشق شد پدید
آنرا نهایتی نه و این را بدایتی ۵
عشقم خراب کرده وآری چنین کند
چون پادشه بقهر بگیرد ولایتی ۶
عمرم بسر رسید و نشد شام هجر صبح
گوئی ندارد این شب تیره نهایتی ۷
خضر ای خط چو گرد لبت را گرفت گفت
این چشمه جز بخضر ندارد کفایتی ۸
شد نافه خون بناف غزال ختا و چین
کرده صبا ززلف تو گویا حکایتی ۹
چون شد که شد زخون کسان پنجه ات خضاب
در حق من رقیب نکرد ار سعایتی ۱۰
ما کشته تخم و منتظر ابر رحمتیم
ای پادشه بکشت رعیب رعایتی ۱۱
آشفته را بکوی مغان راهبر که شد
گر پیر میفروش نکردش هدایتی ۱۲
وز قامت تو شور قیامت کنایتی ۱
تفسیر سر آیه نورش شود عیان
هر کاو زمصحف رخ تو خواند آیتی ۲
مانده باین امید خضر زنده در جهان
کز چشمه حیات تو بیند سقایتی ۳
پرچم بفرق مهر و مه از غالیه که زد
جز تو که برفراشتی از زلف رایتی ۴
اندر هوای حسن ازل عشق شد پدید
آنرا نهایتی نه و این را بدایتی ۵
عشقم خراب کرده وآری چنین کند
چون پادشه بقهر بگیرد ولایتی ۶
عمرم بسر رسید و نشد شام هجر صبح
گوئی ندارد این شب تیره نهایتی ۷
خضر ای خط چو گرد لبت را گرفت گفت
این چشمه جز بخضر ندارد کفایتی ۸
شد نافه خون بناف غزال ختا و چین
کرده صبا ززلف تو گویا حکایتی ۹
چون شد که شد زخون کسان پنجه ات خضاب
در حق من رقیب نکرد ار سعایتی ۱۰
ما کشته تخم و منتظر ابر رحمتیم
ای پادشه بکشت رعیب رعایتی ۱۱
آشفته را بکوی مغان راهبر که شد
گر پیر میفروش نکردش هدایتی ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۳۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۵۷ - تو را که از همه خوبان شهر ممتازی
گوهر بعدی:شماره ۱۰۵۹ - روز نخواهد آمدن چون شب ما بروشنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.