هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از زلف یار به عنوان رشتههایی که بر گردنش آویخته شده و فتنهانگیز هستند یاد میکند. همچنین از نگاه مست یار که خونش را ریخته و از رقیبان و مکرهای عشق شکایت میکند. در پایان، شاعر به مار سیاهی اشاره میکند که بر گردنش آویخته شده و از آشفتگی و فرار از زلف یار میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی پیچیده است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده مانند 'مار سیه' و 'جادوئی ضحاک آسا' نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۰۶۱ - رشته ها بر گردنم ای زلف یار آویختی
رشته ها بر گردنم ای زلف یار آویختی
فتنه کردی ای نگاه مست خونم ریختی ۱
منتی بر گردنم داری تو ای زلف دو تا
کز همه زنجیر مویان رشته ام بگسیختی ۲
میبری نام رقیبان بر لب شیرین چرا
زهر با قند مکرر از چه رو آمیختی ۳
شاید از جادوئی ضحاک آسا دم زنم
تا تو ای مار سیه بر گردنم آویختی ۴
گر نبودت در کمین آن آهوان شیر گیر
از چه آشفته بچین زلف او بگریختی ۵
فتنه کردی ای نگاه مست خونم ریختی ۱
منتی بر گردنم داری تو ای زلف دو تا
کز همه زنجیر مویان رشته ام بگسیختی ۲
میبری نام رقیبان بر لب شیرین چرا
زهر با قند مکرر از چه رو آمیختی ۳
شاید از جادوئی ضحاک آسا دم زنم
تا تو ای مار سیه بر گردنم آویختی ۴
گر نبودت در کمین آن آهوان شیر گیر
از چه آشفته بچین زلف او بگریختی ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۶۰ - یاد داری دوش کاندر سر خماری داشتی
گوهر بعدی:شماره ۱۰۶۲ - دلا زعشق مجاز از چه مهر برکندی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.