هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان شاعری است که از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید. او از دلباختگی و اسارت در چنگال عشق مینالد و بیان میکند که عشق واقعی فراتر از جسم و نفسانیات است. شاعر همچنین به مفاهیمی مانند یقین، عقل، و رهایی از تعلقات دنیوی اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد.
شماره ۱۰۶۷ - ایکه از چهره شمع انجمنی
ایکه از چهره شمع انجمنی
بقد ازنار سرو در چمنی ۱
نکنم با خیال زلف و رخت
بچمن میل سنبل و سمنی ۲
عارفش مرده لحد خواند
روح بی ذوق عشق در بدنی ۳
کی بری ره بکوی او هیهات
ایکه در بند نفس خویشتنی ۴
بر سر کوی همچو تو شاهی
عار باشد گدای مثل منی ۵
در دهانت که داشت وهم و گمان
شد یقین پیش عقل از سخنی ۶
تن گدازم که جان شوم همه تن
جان بجانان سزا بود نه تنی ۷
از رسن بازی دو زلف سیاه
یوسف دل بچاه درفکنی ۸
کی رهی از کمندش آشفته
گر سرا پا بحیله مکر و فنی ۹
بقد ازنار سرو در چمنی ۱
نکنم با خیال زلف و رخت
بچمن میل سنبل و سمنی ۲
عارفش مرده لحد خواند
روح بی ذوق عشق در بدنی ۳
کی بری ره بکوی او هیهات
ایکه در بند نفس خویشتنی ۴
بر سر کوی همچو تو شاهی
عار باشد گدای مثل منی ۵
در دهانت که داشت وهم و گمان
شد یقین پیش عقل از سخنی ۶
تن گدازم که جان شوم همه تن
جان بجانان سزا بود نه تنی ۷
از رسن بازی دو زلف سیاه
یوسف دل بچاه درفکنی ۸
کی رهی از کمندش آشفته
گر سرا پا بحیله مکر و فنی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۹۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۶۶ - ساقی بکجائی بده آن مایه مستی
گوهر بعدی:شماره ۱۰۶۸ - تو نه ای زآب و خاک از نوری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.