هوش مصنوعی:
این متن عاشقانه و عرفانی به بیان مفاهیمی مانند عشق، فراق، مستی، و وصال میپردازد. شاعر از عشق به عنوان نیرویی جاودانه یاد میکند که حتی در درد و رنج نیز معنا مییابد. او به رابطهی عاشق و معشوق، درد فراق، و امید به وصال اشاره میکند و از نمادهایی مانند می، ساقی، و بزم عاشقان استفاده مینماید. در نهایت، متن به وحدت عشق و عقل و زندگی عاشقانه حتی در مرگ اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند می و مستی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۱۰۶۹ - هرگز فنا نگردی تا هست عشق باقی
هرگز فنا نگردی تا هست عشق باقی
تا مستیت بسر هست منت مبر زساقی ۱
مقدار مرهم وصل شاید اگر شناسد
آن دل که خسته باشد از درد اشتیاقی ۲
لیلی انیس مجنون او در طلب بهامون
معشوق ما تو و تو در شکوه از فراقی ۳
عشاق را نواراست اندر ره حجاز است
تا چند مطرب بزم در پرده عراقی ۴
گر اتفاق افتد خس را مکان در آتش
شاید که عشق با عقل وقتی کند وفاقی ۵
در سرو و آفتابت دیگر سخن نباشد
با جام چون در آید ساقی سیم ساقی ۶
آسوده ای چه داندخفته بطرف گلزار
گر سوخته بنالد از درد احتراقی ۷
آشفته عاشقانرا در مرگ زندگانیست
در این حدیث عشاق دارند اتفاقی ۸
حاشا که حاجت افتد فردا بهشت و کوثر
در کوی میفروشان گر باشدت وثاقی ۹
میخانه بزم حیدر می نشئه محبت
تا مست این شرابی منت مبر زساقی ۱۰
تا مستیت بسر هست منت مبر زساقی ۱
مقدار مرهم وصل شاید اگر شناسد
آن دل که خسته باشد از درد اشتیاقی ۲
لیلی انیس مجنون او در طلب بهامون
معشوق ما تو و تو در شکوه از فراقی ۳
عشاق را نواراست اندر ره حجاز است
تا چند مطرب بزم در پرده عراقی ۴
گر اتفاق افتد خس را مکان در آتش
شاید که عشق با عقل وقتی کند وفاقی ۵
در سرو و آفتابت دیگر سخن نباشد
با جام چون در آید ساقی سیم ساقی ۶
آسوده ای چه داندخفته بطرف گلزار
گر سوخته بنالد از درد احتراقی ۷
آشفته عاشقانرا در مرگ زندگانیست
در این حدیث عشاق دارند اتفاقی ۸
حاشا که حاجت افتد فردا بهشت و کوثر
در کوی میفروشان گر باشدت وثاقی ۹
میخانه بزم حیدر می نشئه محبت
تا مست این شرابی منت مبر زساقی ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۰۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۶۸ - تو نه ای زآب و خاک از نوری
گوهر بعدی:شماره ۱۰۷۰ - ای نفس گر از در معنی بدرآئی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.