هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که از نفس انسان میخواهد از ظاهر به باطن روی آورد، از مردم فاصله بگیرد و به حقیقت بپیوندد. شاعر از عشق حقیقی، رهایی از تعلقات دنیوی و خطرات نگاه دیگران سخن میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آن برای سنین پایین دشوار است. همچنین، برخی از اشارات مانند 'نظر' و 'بتان' ممکن است نیاز به توضیح داشته باشد.
شماره ۱۰۷۰ - ای نفس گر از در معنی بدرآئی
ای نفس گر از در معنی بدرآئی
از صحبت ظاهر بحقیقت بگرائی ۱
عزلت بگزینی زهمه خلق چو عنقا
نه بلبل شیدا که بهر گل بسرائی ۲
آنروز نماید به تو رخ شاهد معنی
کز کسوت صورت بحقیقت بدرآئی ۳
چون میوه تو نیست بجز حسرت و حرمان
گیرم توام ای نخل محبت بدرآئی ۴
ای آنکه ملامت کنی ارباب نظر را
هشدار مبادا که به تیر نظر آئی ۵
ای ناوک مژگان بتان از چه کمانی
کاز شست رهانا شده اندر جگر آئی ۶
آشفته از آن زلف پریشان چه شنیدی
کامروز زهر روزت آشفته تر آئی ۷
از صحبت ظاهر بحقیقت بگرائی ۱
عزلت بگزینی زهمه خلق چو عنقا
نه بلبل شیدا که بهر گل بسرائی ۲
آنروز نماید به تو رخ شاهد معنی
کز کسوت صورت بحقیقت بدرآئی ۳
چون میوه تو نیست بجز حسرت و حرمان
گیرم توام ای نخل محبت بدرآئی ۴
ای آنکه ملامت کنی ارباب نظر را
هشدار مبادا که به تیر نظر آئی ۵
ای ناوک مژگان بتان از چه کمانی
کاز شست رهانا شده اندر جگر آئی ۶
آشفته از آن زلف پریشان چه شنیدی
کامروز زهر روزت آشفته تر آئی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۰۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۶۹ - هرگز فنا نگردی تا هست عشق باقی
گوهر بعدی:شماره ۱۰۷۱ - خلیلی صرمت حبال العهودی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.