هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از عناصری مانند زلف، چهره، می، میکده، و عشق به عنوان نمادهایی برای بیان احساسات عمیق و روحانی استفاده میکند. شاعر از معشوق میخواهد تا حجاب را کنار بزند و جهان را تاریک کند، همچنین از مستی و عشق سخن میگوید و به مفاهیمی مانند رازداری، زهد، و رهایی اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از نمادهایی مانند می و مستی ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای تفسیر مناسب داشته باشد.
شماره ۱۰۸۳ - زلف حجاب چهره کن تا که جهان سیه کنی
زلف حجاب چهره کن تا که جهان سیه کنی
پرده بگیر تا که خون در دل مهر و مه کنی ۱
چشم تو مست شد زمی لعل تو میفروش وی
چند بشیخ و محتسب راز تو مشتبه کنی ۲
رخت بمیکده ببر جامه بآب می بشو
بر سر کار زاهدان عمر چرا تبه کنی ۳
غبغب مهوشان بود تا کی منزل دلت
یوسف مصر خویش را چند اسیر چه کنی ۴
راه دراز و شب سیه آشفته رهنما بجو
خضری و باید از کرم روی مرا بره کنی ۵
عیب چه میکنی مرا کز پی او دوم بسر
از پی کهربا شدی منع چرا به که کنی ۶
چشم ازل توئی و ما در قدم تو پی سپر
خاکم و کیمیا شوم گر تو بمن نگه کنی ۷
پرتو نور سرمدی جای نشین احمدی
خواه بمیکده گذر خواه بخانقه کنی ۸
پرده بگیر تا که خون در دل مهر و مه کنی ۱
چشم تو مست شد زمی لعل تو میفروش وی
چند بشیخ و محتسب راز تو مشتبه کنی ۲
رخت بمیکده ببر جامه بآب می بشو
بر سر کار زاهدان عمر چرا تبه کنی ۳
غبغب مهوشان بود تا کی منزل دلت
یوسف مصر خویش را چند اسیر چه کنی ۴
راه دراز و شب سیه آشفته رهنما بجو
خضری و باید از کرم روی مرا بره کنی ۵
عیب چه میکنی مرا کز پی او دوم بسر
از پی کهربا شدی منع چرا به که کنی ۶
چشم ازل توئی و ما در قدم تو پی سپر
خاکم و کیمیا شوم گر تو بمن نگه کنی ۷
پرتو نور سرمدی جای نشین احمدی
خواه بمیکده گذر خواه بخانقه کنی ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۳۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۸۲ - فریب صید آن نخجیر خوردی
گوهر بعدی:شماره ۱۰۸۴ - تو این نمک که بلعل شکرفشان داری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.