هوش مصنوعی: این شعر از حافظ، بهار، مستی، موسیقی و عشق را با تصاویر شاعرانه مانند لیلی و مجنون، یوسف و چاه عشق، و حاتم طائی توصیف می‌کند. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی و معنوی مانند «لامکان» و نجف دارد. شاعر از عشق و باده‌گساری به عنوان راهی برای رهایی از دنیای مادی سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عرفانی و شاعرانه‌ای است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، اشاره‌هایی به باده‌گساری دارد که مناسب سنین بالاتر است.

شماره ۱۰۹۱ - فصل بهار و مستی و غوغای چنگ و نی

فصل بهار و مستی و غوغای چنگ و نی
مجنون بگو که لیلی بیرون کشد زحی ۱

زد آتشی بجان بخیلان زجام می
ساقی که نام حاتم طائی نموده طی ۲

یوسف صفت هر آنکه در افتد بچاه عشق
برخیزد از سریر و جم و تختگاه کی ۳

آن در مکان بجویدت این یک به لامکان
بر ساکنان ارض و سما گم شده است پی ۴

نوخفته ای بخاک نجف یا بفوق عرش
ای گلشن ولای تو فارغ زباد دی ۵

خواهی اگر حرم بطواف نجف شتاب
تا چند های هوی کنی آشفته خیزهی ۶

منعم زعشق لاله رخان ای پدر مکن
جز باده ام میار تو در پیش یا بنی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۳۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۹۰ - آن دل که در او باشد از عشق تو آزاری
گوهر بعدی:شماره ۱۰۹۲ - کیست که آرد گهی باز زماه خرگهی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.