هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای غنی، به توصیف معشوق و احساسات شاعر نسبت به او میپردازد. شاعر از زیباییهای معشوق مانند گل، ماه، سرو، و شمع سخن میگوید و عمق عشق و فداکاری خود را بیان میکند. همچنین، اشارههایی به مفاهیمی مانند وفاداری، رنج عشق، و جاودانگی دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از استعارهها و اصطلاحات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۱۱۳ - نمیگویم گلی کز لطف عارض گلستانستی
نمیگویم گلی کز لطف عارض گلستانستی
زمین را اخترستی آفتاب آسمانستی ۱
اگر ماهی چرا ننشستی و از لب سخن گفتی
و گر سروی چرا با ساق سیمینت روانستی ۲
من اندر جلوه ات غرقم که بشناسم تو را از خود
بنه شمشیر بر فرقم اگر باری توانستی ۳
اگر عمرم ضمان باشد که وصلش یک زمان باشد
همانا حاصل عمرم بدوران ابر بایستی ۴
بیا عیبت نمیگویم اگر بدعهد و بیمهری
اگر بشکست عهد من بغیری مهربانستی ۵
چه غم پروانه گر سوزی که شمعت نیست در محفل
چه باک ارجان رود از کف که جانان در میانستی ۶
تو آن خط خضری و آن زلف تو ظلمات خم در خم
همانا ای لب نوشین حیات جاودانستی ۷
شدم چون استخوان خود را بکوی دوست افکندم
سگ او را مگر دیدم که میل استخوانستی ۸
برآرد شمع وش آتش سر از چاک گریبانش
بجان آشفته را کاین آتش سودا نهانستی ۹
بهر جا گلشنی بینم توانم جست بستانش
علی آن گل که نتوان گفتنش کز گلستانستی ۱۰
زمین را اخترستی آفتاب آسمانستی ۱
اگر ماهی چرا ننشستی و از لب سخن گفتی
و گر سروی چرا با ساق سیمینت روانستی ۲
من اندر جلوه ات غرقم که بشناسم تو را از خود
بنه شمشیر بر فرقم اگر باری توانستی ۳
اگر عمرم ضمان باشد که وصلش یک زمان باشد
همانا حاصل عمرم بدوران ابر بایستی ۴
بیا عیبت نمیگویم اگر بدعهد و بیمهری
اگر بشکست عهد من بغیری مهربانستی ۵
چه غم پروانه گر سوزی که شمعت نیست در محفل
چه باک ارجان رود از کف که جانان در میانستی ۶
تو آن خط خضری و آن زلف تو ظلمات خم در خم
همانا ای لب نوشین حیات جاودانستی ۷
شدم چون استخوان خود را بکوی دوست افکندم
سگ او را مگر دیدم که میل استخوانستی ۸
برآرد شمع وش آتش سر از چاک گریبانش
بجان آشفته را کاین آتش سودا نهانستی ۹
بهر جا گلشنی بینم توانم جست بستانش
علی آن گل که نتوان گفتنش کز گلستانستی ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۴۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۱۲ - ایکه از وهم مبرائی و بیرون زصفائی
گوهر بعدی:شماره ۱۱۱۴ - از چه ای عشق تو در سینه ما جا کردی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.