هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی به موضوعاتی مانند عشق الهی، تصوف، و دوری از تعلقات دنیوی میپردازد. شاعر از تجلی نور عشق در وجود انسان سخن میگوید که همهچیز را میسوزاند و تنها محبت و صداقت را ارزشمند میداند. همچنین، به اهمیت پاکی دل و دوری از بتهای درونی اشاره میکند و عشق به علی(ع) را بهعنوان نماد حقیقت برمیشمارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات تاریخی و مذهبی نیاز به پیشزمینهای دارد که معمولاً در سنین بالاتر کسب میشود.
شماره ۱۱۱۹ - اگر بمحفل مستان شبی کنند سماعی
اگر بمحفل مستان شبی کنند سماعی
کنند اهل تصوف زوجد و حال وداعی ۱
چه نور بود که در طور عشق کرد تجلی
که سوخت خرمن کون و مکان زبرق شعاعی ۲
بجز متاع محبت بغیر جنس صداقت
نبوده تاجر عشق تو را عقار و ضیاعی ۳
تو ای عزیز برون آ زمصر نفس مجرد
که یوسفت نکند متهم ببردن صاعی ۴
اگر حریم دلت مولد است حب علی را
چرا بکعبه دل جا دهی تو لات وسواعی ۵
نه صاحب گله را از شبان بود گله و بس
بکن رعایت آشفته را لانک راعی ۶
برون زحلقه اثنی عشر چگونه رود کس
که نیست در سیر اهل حق ثلاث و رباعی ۷
کنند اهل تصوف زوجد و حال وداعی ۱
چه نور بود که در طور عشق کرد تجلی
که سوخت خرمن کون و مکان زبرق شعاعی ۲
بجز متاع محبت بغیر جنس صداقت
نبوده تاجر عشق تو را عقار و ضیاعی ۳
تو ای عزیز برون آ زمصر نفس مجرد
که یوسفت نکند متهم ببردن صاعی ۴
اگر حریم دلت مولد است حب علی را
چرا بکعبه دل جا دهی تو لات وسواعی ۵
نه صاحب گله را از شبان بود گله و بس
بکن رعایت آشفته را لانک راعی ۶
برون زحلقه اثنی عشر چگونه رود کس
که نیست در سیر اهل حق ثلاث و رباعی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۵۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۱۸ - این چه رویست که تو ای بت ترسا داری
گوهر بعدی:شماره ۱۱۲۰ - ببینمت که در پی آزردن منی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.