هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به موضوعاتی مانند شادی، غم، فقر، عشق، مستی معنوی و عرفان میپردازد. شاعر از خواننده میخواهد تا از دغدغههای دنیوی رها شود، به عشق روی آورد و در مسیر معنویت گام بردارد. همچنین، اشارههایی به مفاهیمی مانند سلطنت، فقر، صوفیگری و عشق الهی دارد.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به مستی و جنون عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۱۲۸ - وقت آنست که پاکوبی و می نوش کنی
وقت آنست که پاکوبی و می نوش کنی
شادی آری و غم رفته فراموش کنی ۱
جامه عاریت سلطنت از تن بنهی
کسوت فقر از زیب برو دوش کنی ۲
صوفی آسا بسماع آئی چون اشتر مست
خم صفت کف بلب آری و بسی جوش کنی ۳
یکدو جرعه بکش از آن قدح هوش زدا
تا که خود را زقدح سرخوش و مدهوش کنی ۴
ایگل ار پرده کشی از رخ و آواز کشی
پرده گل بدری بلبل خاموش کنی ۵
چه ای عشق ندانم که چو زنبورعسل
با همه نیش بکامم اثر نوش کنی ۶
دست در سلسله زلف دلاویزش کن
تا بزنجیر جنون دست در آغوش کنی ۷
بکف آری بدمی معرفت مائی را
اگر این زمزمه از نی بنوا گوش کنی ۸
روز را نیست خطر از شب یلدا چندان
که تو از زلف بر آن صبح بناگوش کنی ۹
همچو آئینه صافیت نماید رخ دوست
گربهر سنگ و گلی خود نظر از هوش کنی ۱۰
شاید آشفته که سر حلقه شوی رندانرا
حلقه بندگی شاه چو در گوش کنی ۱۱
ذره ی مهر علی کرده سبکبار تو را
گنه خلق جهان گر همه بر دوش کنی ۱۲
شادی آری و غم رفته فراموش کنی ۱
جامه عاریت سلطنت از تن بنهی
کسوت فقر از زیب برو دوش کنی ۲
صوفی آسا بسماع آئی چون اشتر مست
خم صفت کف بلب آری و بسی جوش کنی ۳
یکدو جرعه بکش از آن قدح هوش زدا
تا که خود را زقدح سرخوش و مدهوش کنی ۴
ایگل ار پرده کشی از رخ و آواز کشی
پرده گل بدری بلبل خاموش کنی ۵
چه ای عشق ندانم که چو زنبورعسل
با همه نیش بکامم اثر نوش کنی ۶
دست در سلسله زلف دلاویزش کن
تا بزنجیر جنون دست در آغوش کنی ۷
بکف آری بدمی معرفت مائی را
اگر این زمزمه از نی بنوا گوش کنی ۸
روز را نیست خطر از شب یلدا چندان
که تو از زلف بر آن صبح بناگوش کنی ۹
همچو آئینه صافیت نماید رخ دوست
گربهر سنگ و گلی خود نظر از هوش کنی ۱۰
شاید آشفته که سر حلقه شوی رندانرا
حلقه بندگی شاه چو در گوش کنی ۱۱
ذره ی مهر علی کرده سبکبار تو را
گنه خلق جهان گر همه بر دوش کنی ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۲۳۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۲۷ - چرا بدست نگارین تو چهره میپوشی
گوهر بعدی:شماره ۱۱۲۹ - سوختم کس نه دود دید و نه بوی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.