هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از شکسته شدن پیمان دوستی و عشق توسط معشوق شکایت می‌کند. او از فریب و حیله‌های معشوق می‌گوید و درد دل خود را بیان می‌کند. در ادامه، شاعر از مستی و عشق سخن می‌گوید و به ستایش علی(ع) و بت‌شکنی او می‌پردازد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات مذهبی و فلسفی موجود در متن نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۱۱۴۵ - تو را چه رفت که پیمان دوستان بشکستی

تو را چه رفت که پیمان دوستان بشکستی
برون شدی زسر عهد و برخلاف نشستی ۱

بدام دانه و خال و خطم بدام فکندی
برنگ و حیله و افسون مرا زقید بجستی ۲

دو چشم وقف بروی تو بود باز ببستی
دلم که مخزن مهر رخ تو بود شکستی ۳

زدامن ارچه بری دستم وز در چه برانی
بیا بیا که بپای تو سر نهم بدرستی ۴

بیار ساقی مجلس زآب میکده جامی
بجرعه ای بنشانم غبار چهره هستی ۵

اگر بزخم درونها نمک زنی زلبانت
بکن علاج دل اول که خود نخست بخستی ۶

زفیض مستی رستی زننگ هوش رهیدی
بدام عشق درافتادی و زخویشتن تو برستی ۷

بت خلیل شکن زیب کعبه دل ما شد
بهرزه از چه بتان رخام را بپرستی ۸

خلیل بت شکن کعبه وجود علی شد
که عقل و حکمت افزاید از شراب بمستی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۴۴ - ای نوش لب که داری خود آب زندگانی
گوهر بعدی:شماره ۱۱۴۶ - سودای تو آتش زده در رخت صبوری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.