هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از روزگار و ظلمهای آن شکایت میکند و به دنبال آرامش و رهایی از رنجهاست. شاعر از ساقی درخواست میکند تا با نوشیدن شراب، رنجهایش را تسکین دهد. همچنین، او از دل پریشان و عشق نافرجام خود میگوید و به دنبال حقیقت و آزادی است. در پایان، شاعر به نجف توجه میکند و امیدوار است به مقصد برسد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مصرف شراب و مفاهیم فلسفی آن، مناسبتر است برای سنین بالاتر.
شماره ۱۱۶۷ - روزگارا چند اسباب ستم آماده داری
روزگارا چند اسباب ستم آماده داری
هر کجا آزاده ای بینی زغم افتاده داری ۱
میکشد رنج خمارم تا بپای خم رسم
ساقیا درده تو جامی باده گر آماده داری ۲
دل پریشان میکنی دایم چرا از نقش امکان
یکدمک آن به که خود را از همه آزاده داری ۳
کی نشیند در دلت نقش حقی منصور وارت
ای که اندر کعبه دل این بتان ساده داری ۴
ایکه دلداری وهم دل میبری از دست مردم
کی خبر از حالت این عاشق دلداده داری ۵
هر کجا هستی تو آشفته توجه بر نجف کن
لاجرم رفتی بمنزل روی اگر بر جاده داری ۶
کی توانم دم زدن از سربلندی آسمانا
گرنه اندر آستانش خویشتن استاده داری ۷
هر کجا آزاده ای بینی زغم افتاده داری ۱
میکشد رنج خمارم تا بپای خم رسم
ساقیا درده تو جامی باده گر آماده داری ۲
دل پریشان میکنی دایم چرا از نقش امکان
یکدمک آن به که خود را از همه آزاده داری ۳
کی نشیند در دلت نقش حقی منصور وارت
ای که اندر کعبه دل این بتان ساده داری ۴
ایکه دلداری وهم دل میبری از دست مردم
کی خبر از حالت این عاشق دلداده داری ۵
هر کجا هستی تو آشفته توجه بر نجف کن
لاجرم رفتی بمنزل روی اگر بر جاده داری ۶
کی توانم دم زدن از سربلندی آسمانا
گرنه اندر آستانش خویشتن استاده داری ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۶۶ - گر بی تو باید زیستن رفتن به از پایندگی
گوهر بعدی:شماره ۱۱۶۸ - چون مهم ای آسمان تو ماه نداری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.