هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از بیخوابی و اندوه ناشی از عشق و فراق سخن میگوید. او آرزو میکند که معشوقش به دست خودش او را بکشد تا به آرزویش برسد و از این درد رها شود.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به موضوعاتی مانند مرگ و خودکشی (هرچند به صورت نمادین) نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد.
رباعی ۹ - شبها گذرد که دیده نتوانم بست
شبها گذرد که دیده نتوانم بست
مردم همه از خواب و من از فکر تو مست ۱
باشد که به دست خویش خونم ریزی
تا جان بدهم دامن مقصود به دست ۲
مردم همه از خواب و من از فکر تو مست ۱
باشد که به دست خویش خونم ریزی
تا جان بدهم دامن مقصود به دست ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۸۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۸ - آن یار که عهد دوستاری بشکست
گوهر بعدی:رباعی ۱۰ - هشیار سری بود ز سودای تو مست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.