هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به زیبایی‌های طبیعت، عشق و ایمان اشاره دارد. شاعر با استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های زیبا، از زلف یار، گل و بلبل، تیر عشق، و مفاهیمی مانند مسیحا و فلاطون سخن می‌گوید. همچنین، به مفاهیم عمیق‌تری مانند کفر و ایمان، طوفان نوح، و حیات ابدی اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و اشارات تاریخی یا دینی نیاز به دانش پیش‌زمینه دارند.

شماره ۱۲۴۴ - رخنه ای شانه در آن زلف پریشان نکنی

رخنه ای شانه در آن زلف پریشان نکنی
تا که صد سلسله را بی سر و سامان نکنی ۱

کی شود بلبل و قمری زگل و سرو آزاد
گر تو گلرو بچمن سرو خرامان نکنی ۲

چه عجب گر دل عاشق هدف تیر تو شد
کوه نبود که در او رخنه بمژگان نکنی ۳

گر مسیحا و فلاطون بودت در بالین
درد عشق ار بودت میل بدرمان نکنی ۴

شنوی زآن لب نوشین سخنی گر همه عمر
میل ای خضر بسرچشمه حیوان نکنی ۵

تا نگرید بچمن شب همه شب چشم سحاب
یک تبسم سحر ای غنچه خندان نکنی ۶

مردم از نوح نگویند بجز یک طوفان
نیست یک چشم زدن دیده که طوفان نکنی ۷

نیست یک نظره ای ای غمزه که در دیر و حرم
کفر از جا نکنی غارت ایمان نکنی ۸

تا تو ای عشق بدین فر و هما جلوه گری
نبود مور که او را تو سلیمان نکنی ۹

مظهر حقی و کان کرم و دست خدا
نشود اینکه بر آشفته ات احسان نکنی ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲۴۳ - ایدل بهرزه چند در این و آن زنی
گوهر بعدی:شماره ۱۲۴۵ - سبزه ای جوی و تماشاگاهی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.