هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و غنایی است که در آن شاعر از بزم و می‌نوشی، عشق و جدایی، و مفاهیم عرفانی مانند وصل و فراق سخن می‌گوید. همچنین، اشاره‌هایی به مفاهیمی مانند کرم و بخشش، و نیز دردهای روحی و عشق وجود دارد.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه‌ای است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، اشاره‌هایی به می‌نوشی و بزم دارد که برای گروه سنی پایین‌تر مناسب نیست.

شماره ۱۲۴۸ - خادما شمع برافروز بنه منقل و می

خادما شمع برافروز بنه منقل و می
عنبر و عود بسوزان و مکن غفلت هی ۱

مطربا پرده قانون بنوا راست بزن
ساقیا باده بدور آر و بده پی در پی ۲

بخل مذموم بود خاصه که در بزم کرام
کرمی تا نبرد نام کس از حاتم طی ۳

مرغ هوهو زده ای مطرب عاشق برخیز
نیمه ای رفت زشب چند تغافل هی هی ۴

نام جم زنده بجام است بیاور ساقی
تا بنوشیم بشادی روان جم و کی ۵

چون خود از اصل جدا مانده بحالت نالد
قصه درد جدائی که سرآید چون نی ۶

در شب وصل سزا نیست شکایت زفراق
در بهاران نکند شکوه کس از سردی دی ۷

داغ عشقست در آغاز بدل بنهادم
که در آخر زطبیبان بعلاج است الکی ۸

خیز و شیئی اللهی از میکده کن ای درویش
که جهان با کرم پیر مغان شد لا شئی ۹

پیر میخانه رحمت علی آشفته علی
که کشد هر که زجامش چو خضر ماند حی ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲۴۷ - بر گل آن سنبل مشکین که فراز آوردی
گوهر بعدی:شماره ۱۲۴۹ - پرده زرخ کشیدند گلهای نوبهاری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.