هوش مصنوعی: این شعر به موضوعاتی مانند عشق، حسرت، آرزوهای برآورده نشده، رنج و سختی‌های زندگی، و ارزش آزادی و مردانگی می‌پردازد. شاعر از دوری معشوق، پریشانی حال خود و ناامیدی‌های زندگی سخن می‌گوید، اما در عین حال بر ارزش‌های انسانی مانند آزادی و مقاومت تأکید دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با اشارات به رنج و سختی‌های زندگی، برای درک بهتر به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.

شماره ۱۲۰ - می توان رفتن ز کویش، لیک حسرت در قفاست

می توان رفتن ز کویش، لیک حسرت در قفاست
خار خار آرزو ما را درین ره خار پاست ۱

زینت آشفتگان باشد پریشانی چو زلف
این تهیدستی برای دست ما رنگ حناست ۲

از پریشانگردی او خاطر من جمع نیست
با من است، اما نمی دانم دل او در کجاست ۳

در جهاد آرزو، آزاد مردان را بس است
ترکش تیری که بر پهلو ز نقش بوریاست ۴

راحت مردان، هم از سرپنجه ی مردانگی ست
شیر را در وقت خفتن دست و بازو متکاست ۵

جز خم می، می کند هر کس خم دیگر به خاک
گر چو قارون، زنده در خاکش کند دوران، رواست ۶

کشتن خود خواستم هر جا که تیغی شد بلند
بهر طوفان ماندگان، هر موج محراب دعاست ۷

کم مباد از دیده ی من خاک راه او سلیم
آنچه هرگز درنمی آید به چشمم، توتیاست ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۹ - آتش گل را اگر باشد شراری، خال اوست
گوهر بعدی:شماره ۱۲۱ - دارد حذر ز فتنه ی او هر که عاقل است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.