هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به بیان احساسات عمیق عاشقانه، رازداری در عشق، و وابستگی به معشوق می‌پردازد. شاعر از نگاه معشوق، رونق زندگی، و حفظ عشق در برابر آفات سخن می‌گوید و به مفاهیمی مانند آزادی، حیرت، و تربیت دل اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و انتزاعی شعر نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۶۳۹ - چه شد نگاه تو گر شرم ما نگه دارد

چه شد نگاه تو گر شرم ما نگه دارد
که آشنا طرف آشنا نگه دارد ۱

هر استخوان که نشانی برو ز تیر تو هست
برای تحفگی آن را هما نگه دارد ۲

گرفته سرو ز قد تو خط آزادی
ولی چه فایده، بگذار تا نگه دارد ۳

ز توست رونق ایام، اگر ز هر آفت
ترا نگاه ندارد، مرا نگه دارد؟ ۴

گرفته ام سر راهی به سیل همچون پل
مرا به دعوی عشقت خدا نگه دارد! ۵

ندیده پرده دری هیچ کس چو دختر رز
خدا ز آفت این بی حیا نگه دارد! ۶

حریف راز کسی نیستم که عاقل را
به کار آنچه نیاید، چرا نگه دارد؟ ۷

چو راز عشق نه در دل، نه در زبان گنجد
به حیرتم که کسی در کجا نگه دارد ۸

ز عشق تربیت دل هوس مکن، چو کسی
که موم بر نفس اژدها نگه دارد ۹

به کوی عشق به غیر از سلیم نیست کسی
که دست گر رود از کار، پا نگه دارد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۳۸ - به عشق، کار جز از دست من نمی آید
گوهر بعدی:شماره ۶۴۰ - از غم هرکسی این سوخته تن می لرزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.