هوش مصنوعی:
این شعر از درد و رنج شاعر سخن میگوید که از هر غم و فریادی متأثر میشود. او احساس میکند که حتی طبیعت و عناصر اطرافش نیز از رنج او لرزان هستند. شاعر به ضعف و ناتوانی خود اشاره میکند و از رسوایی و تأثیرات منفی که بر او و محیطش گذاشته، شکایت دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاطفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به درد و رنج ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
شماره ۶۴۰ - از غم هرکسی این سوخته تن می لرزد
از غم هرکسی این سوخته تن می لرزد
تیشه بر کوه زنی، خانه ی من می لرزد ۱
دلم از ناله ی مرغان چمن می لرزد
هرکه فریاد کند، پیکر من می لرزد ۲
نفس باد خزان در تو اثر کرده مگر؟
سخت آواز تو ای مرغ چمن می لرزد ۳
جوهر جرأت هر دل ز زبان معلوم است
دلو در چاه چو خالی ست، رسن می لرزد ۴
بس که رسوایی ام آورده قیامت به سرش
چون بری نام مرا، خاک وطن می لرزد ۵
جنبش لاله و گل نیست ز تأثیر صبا
که ز رشک رخت اعضای چمن می لرزد ۶
جامه چون عاریت است آگه ازو باید بود
جان بیچاره ازان بر سر تن می لرزد ۷
پیش او کشته شدن را سببی نیست سلیم
دل چو سیماب ازان در بر من می لرزد ۸
تیشه بر کوه زنی، خانه ی من می لرزد ۱
دلم از ناله ی مرغان چمن می لرزد
هرکه فریاد کند، پیکر من می لرزد ۲
نفس باد خزان در تو اثر کرده مگر؟
سخت آواز تو ای مرغ چمن می لرزد ۳
جوهر جرأت هر دل ز زبان معلوم است
دلو در چاه چو خالی ست، رسن می لرزد ۴
بس که رسوایی ام آورده قیامت به سرش
چون بری نام مرا، خاک وطن می لرزد ۵
جنبش لاله و گل نیست ز تأثیر صبا
که ز رشک رخت اعضای چمن می لرزد ۶
جامه چون عاریت است آگه ازو باید بود
جان بیچاره ازان بر سر تن می لرزد ۷
پیش او کشته شدن را سببی نیست سلیم
دل چو سیماب ازان در بر من می لرزد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۳۹ - چه شد نگاه تو گر شرم ما نگه دارد
گوهر بعدی:شماره ۶۴۱ - سوی وطن ز ناله ام آشوب می برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.