هوش مصنوعی:
این شعر از حسرت و ناکامی در عشق و زندگی سخن میگوید. شاعر از بیتوجهی معشوق و رنجهای عاشقی شکایت دارد و به ناامیدی و بیثمری عمر خود اشاره میکند. تصاویری مانند خار در وجود، رسوایی، و بیحاصلی از باغ زندگی، احساسات تلخ او را نشان میدهند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی موجود در شعر، نیاز به درک و تجربهی عاطفی دارد که معمولاً نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با آن ارتباط برقرار کنند. همچنین، برخی از اشارات مانند ناامیدی و عبثبودن زندگی ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۷۱۲ - هرکه سرگرم کند شوق تو چون خورشیدش
هرکه سرگرم کند شوق تو چون خورشیدش
بی نیاز از نمد است آینه ی تجریدش ۱
در وجودم ز تمنای گلی افتاده ست
خارخاری که به ناخن نتوان خاریدش ۲
هرکه را نیست درین عهد، گره بر ابرو
می نمایند به هم خلق چو ماه عیدش ۳
زین که یک خنده ندانسته درین گلشن کرد
گوش گل سرخ شد از بس که جهان مالیدش ۴
من و رسوایی ازین پس، که به تن جامه چو گل
آنچنان پاره نکردم که توان پوشیدش ۵
ناقبول است معارض، همه دردم این است
ای خوش آن گربه که طاووس کند تقلیدش ۶
پرده وقت است که از روی سخن برداریم
مصطکی نیست زبان، چند توان خاییدش؟ ۷
عمر کردیم درین باغ، عبث صرف سلیم
حاصلی هیچ ندیدیم ز سرو و بیدش ۸
بی نیاز از نمد است آینه ی تجریدش ۱
در وجودم ز تمنای گلی افتاده ست
خارخاری که به ناخن نتوان خاریدش ۲
هرکه را نیست درین عهد، گره بر ابرو
می نمایند به هم خلق چو ماه عیدش ۳
زین که یک خنده ندانسته درین گلشن کرد
گوش گل سرخ شد از بس که جهان مالیدش ۴
من و رسوایی ازین پس، که به تن جامه چو گل
آنچنان پاره نکردم که توان پوشیدش ۵
ناقبول است معارض، همه دردم این است
ای خوش آن گربه که طاووس کند تقلیدش ۶
پرده وقت است که از روی سخن برداریم
مصطکی نیست زبان، چند توان خاییدش؟ ۷
عمر کردیم درین باغ، عبث صرف سلیم
حاصلی هیچ ندیدیم ز سرو و بیدش ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۳۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۱۱ - ای دل ز گرد کلفت عالم غمین مباش
گوهر بعدی:شماره ۷۱۳ - سر تا به پا چو شمع همه اشک و آه باش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.