هوش مصنوعی:
این شعر از سلیم، به زیبایی احساسات عاشقانه و دیوانگی ناشی از عشق را به تصویر میکشد. شاعر با استفاده از استعارههای زیبا مانند چراغ، آیینه، و گل، حالات درونی خود را بیان میکند. او از گرمای عشق حتی پس از سوختن، از تب عاشقی، و از بیقراری ناشی از عشق سخن میگوید. همچنین، به ناتوانی در انتخاب بین عقل و جنون در عاشقی اشاره میکند و در نهایت، از دود ناشی از بیمیی (بیعشقی) در دماغش میگوید که مانند چراغی بدون روغن است.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند دیوانگی عشق و تب عاشقی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۷۳۲ - چون کند در انجمن تاب رخش روشن چراغ
چون کند در انجمن تاب رخش روشن چراغ
پرتو خود را به دور اندازد از روزن چراغ ۱
بس که بعد از سوختن هم گرم دارد تب مرا
می کند آیینه از خاکسترم روشن چراغ ۲
گر گریبان را گشاید بر نسیم، از عقل نیست
آنکه چون فانوس دارد در ته دامن چراغ ۳
برنیامد کامم از عقل و جنون در عاشقی
نه ز گلشن گل به کف دارد، نه از گلخن چراغ ۴
بی می ناب از دماغم دود می خیزد سلیم
این چنین باشد چو خالی گردد از روغن چراغ ۵
پرتو خود را به دور اندازد از روزن چراغ ۱
بس که بعد از سوختن هم گرم دارد تب مرا
می کند آیینه از خاکسترم روشن چراغ ۲
گر گریبان را گشاید بر نسیم، از عقل نیست
آنکه چون فانوس دارد در ته دامن چراغ ۳
برنیامد کامم از عقل و جنون در عاشقی
نه ز گلشن گل به کف دارد، نه از گلخن چراغ ۴
بی می ناب از دماغم دود می خیزد سلیم
این چنین باشد چو خالی گردد از روغن چراغ ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۵۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۳۱ - ز تاب گل ز بس افروخت آشیانه ی مرغ
گوهر بعدی:شماره ۷۳۳ - حرف گل و حدیث بهار و خزان دروغ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.