هوش مصنوعی: این متن از ناامیدی و رنج ناشی از تعامل با مردم سخن می‌گوید. شاعر بیان می‌کند که از مردم جز درد و رنج نصیبی نبرده و هیچ سود و نیکی از آنان ندیده است. او از غیبت، بدگویی و بی‌وفایی مردم شکایت دارد و توصیه می‌کند که از آنان دوری گزینند.
رده سنی: 16+ متن حاوی مفاهیم عمیق اجتماعی و انتقادی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی بیشتری نیاز دارد. همچنین برخی از مضامین مانند ناامیدی و انتقاد از مردم ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

شماره ۹۲۹ - به هیچ کس نرسیده است سود ازین مردم

به هیچ کس نرسیده است سود ازین مردم
به غیر درد که بر دل فزود ازین مردم ۱

مدار چشم نکویی و جود ازین مردم
زیان مکن به تمنای سود ازین مردم ۲

دلم چو آبله در راه آشنایی ها
کدام روز که پرخون نبود ازین مردم ۳

مدام زورق جان از عناصر افتاده است
به چارموجهٔ بحر وجود ازین مردم ۴

چه مایه نفع که از نقد عمر برگیرد
کسی که نیستش امید سود ازین مردم ۵

چو عقربت زده با نیش غیبت از دنبال
ترا حضور تو هر کس ستود ازین مردم ۶

ز خلق گوش و زبانم به راحت افتاده است
که بسته شد ره گفت و شنود ازین مردم ۷

ز سرعت اثر زهر مار باخبر است
کناره جوی شد آنکس که زود ازین مردم ۸

به غیر چاک گریبان و زخم سینه نبود
دری به روی دلم گر گشود ازین مردم ۹

به غیر آنکه گناه نکرده را بخشند
مدار جویا امید جود ازین مردم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۲۸ - طاقتم طاقست یاران! یار می خواهد دلم
گوهر بعدی:شماره ۹۳۰ - زخنده ساغر بر لب رسیده ای دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.