خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق (که می‌تواند معشوق زمینی یا الهی باشد) است. شاعر از عشق، جفا، امید، درد و رنج خود سخن می‌گوید و با وجود تمام سختی‌ها، به لطف و توجه معشوق امیدوار است. او از ویرانی درونی خود می‌گوید اما آن را زمینه‌ساز یافتن گنج معنوی می‌داند.

مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه این شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعاره‌های به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه زندگی برای درک کامل دارند.

مشاهده کامل

شماره ۱۶ - سجده بت گرچه باشد نامسلمانی مرا

سجده بت گرچه باشد نامسلمانی مرا
چون کنم چون این نوشت ایزد به پیشانی مرا ۱

تا کی این دزدیده دیدن پرده بردارم زپیش
از تو حال خود چه پوشم زانکه میدانی مرا ۲

با وجود این جفا امیدوارم زانکه تو
هم نگاهی می کنی گاهی به پنهانی مرا ۳

قصه جان خراب من چه می پرسی زمن
حال جانم هم تو به دانی که در جانی مرا ۴

من که در آتش چو شمع افتاده ام از شوق تو
کی نشینم تا به پیش خویش بنشانی مرا ۵

خانه ام گر شد خراب از غم دلم باری خوش است
گنج دل معمور شد زین خانه ویرانی مرا ۶

این چنین کز غم چو خاک ره پریشان کردیم
گرد باد آرد مگر جمع از پریشانی مرا ۷

دولت درویش ام اهلی بسلطانی رساند
یارب این دولت که دارم باد ارزانی مرا ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۵ - گر نامه بی نام خوشت بوسد زبان خامه را
گوهر بعدی:شماره ۱۷ - خط چو مهر گیا تا نموده یی ما را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.