این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، با استفاده از استعارههای زیبا مانند غنچه، گل، بهار و چمن، به بیان آرزوهای شاعر برای رسیدن به سعادت و محبت میپردازد. شاعر از دوستی پایدار، عشق و فداکاری سخن میگوید و با اشاره به نمادهایی مانند جام جم و سبوی شکسته، به مفاهیم عمیقتری مانند گذر زمان و ارزش تجربههای زندگی اشاره میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر، نیازمند درک و تجربهی کافی از زندگی است که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد قابل درک میشود. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و نمادین ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال دشوار باشد.
شماره ۳۲ - یکره چو غنچه خنده زنان بین بسوی ما
باشد که بشکفد گل دولت بروی ما ۱
ای نوبهار جان مگر از ابر رحمتت
رنگی برآورد چمن آرزوی ما ۲
سر رشته گم مکن که ز عهد ازل تورا
پیوند دوستی است بهر تار موی ما ۳
صد ره اگر ز سجده بپایش نهیم سر
کی سر بما نهد صنم تند خوی ما ۴
شد جام جم سفال سبوی شکسته ام
بی خاصیت نبود شکست سبوی ما ۵
تا خون ما نریخت حریف و چو می نخورد
چون شیشه دست برنگرفت از گلوی ما ۶
بوی محبت از دل اهلی دمد چو مشک
ای گل نگاهدار دل ما ببوی ما ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.