خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به زیباییهای معشوق و تأثیر نگاه او بر شاعر میپردازد. شاعر از معشوق میخواهد که تنها یار و مونس او باشد و از خداوند این آرزو را طلب میکند. همچنین، اشارهای به درسهای عشق و علم نظر دارد و از دل به عنوان بتکده یاد میکند.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. درک عمیق این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک و مفاهیم عرفانی دارد.
شماره ۴۱ - گر التفات بود شمع مجلس مارا
گر التفات بود شمع مجلس مارا
به کیمیای نظر زر کند مس مارا ۱
مرو ز دیده که نقش بنفشه خالت
بجای مردم چشم است نرگس مارا ۲
تو خود بگو صفت حسن خود که دوزخ تو
چه جای فهم بود عقل بی حس مارا ۳
بغیر علم نظر درس ما نگفت استاد
نبود علمی ازین به مدرس مارا ۴
مگو که بتکده از چیست خانه دل تو
که طرح کار چنین شد مهندس مارا ۵
بزرگوار خدایا مراد ما این است
که یار کس نکنی یار و مونس مارا ۶
در آبخلوت اهلی که مجلس انس است
ز شمع چهره برافروز مجلس مارا ۷
به کیمیای نظر زر کند مس مارا ۱
مرو ز دیده که نقش بنفشه خالت
بجای مردم چشم است نرگس مارا ۲
تو خود بگو صفت حسن خود که دوزخ تو
چه جای فهم بود عقل بی حس مارا ۳
بغیر علم نظر درس ما نگفت استاد
نبود علمی ازین به مدرس مارا ۴
مگو که بتکده از چیست خانه دل تو
که طرح کار چنین شد مهندس مارا ۵
بزرگوار خدایا مراد ما این است
که یار کس نکنی یار و مونس مارا ۶
در آبخلوت اهلی که مجلس انس است
ز شمع چهره برافروز مجلس مارا ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰ - آه کز دست دل این سینه ریش است مرا
گوهر بعدی:شماره ۴۲ - از رقیبان تو صد خار جگر هست مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.