هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق نافرجام و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از بیوفایی معشوق و درد دلهایش مینالد و به خدا پناه میبرد تا صبر و توانایی تحمل این مصائب را به او عطا کند. همچنین، از تقدیر ناخوشایند خود شکایت دارد و احساس میکند در دام بلایا و غمها اسیر شده است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عمیق عاشقانه و رنجهای عاطفی است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها سنگین باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند تقدیر و شکایت از زندگی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۶۰ - زلف چو مار او کشد در دهن بلا مرا
زلف چو مار او کشد در دهن بلا مرا
چون نروم که مو کشان می کشد اژدها مرا ۱
همچو مگس در انگبین کوشش هرزه میکنم
دست ز خویش مگسلم تا تو کنی رها مرا ۲
زخم دل از تو تابکی؟ صبر نماند و طاقتم
وه چه کنم مگر دهد صبر و دلی خدا مرا ۳
با همه آفتاب من از سر مهر طالع است
هیچ وفا نمی کند طالع بی وفا مرا ۴
کوه بلا چو اهلیم گر نه ز غم بیفکند
دست اجل به زور خود کی فکند ز پا مرا ۵
چون نروم که مو کشان می کشد اژدها مرا ۱
همچو مگس در انگبین کوشش هرزه میکنم
دست ز خویش مگسلم تا تو کنی رها مرا ۲
زخم دل از تو تابکی؟ صبر نماند و طاقتم
وه چه کنم مگر دهد صبر و دلی خدا مرا ۳
با همه آفتاب من از سر مهر طالع است
هیچ وفا نمی کند طالع بی وفا مرا ۴
کوه بلا چو اهلیم گر نه ز غم بیفکند
دست اجل به زور خود کی فکند ز پا مرا ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۱۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۹ - به هم متاب دگر سنبل پریشان را
گوهر بعدی:شماره ۶۱ - کس نبودش خبر از زشتی و زیبایی ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.