هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد و رنج عاشقانه است که در آن شاعر از نرسیدن فریادهایش به معشوق و ناکامی در عشق شکایت میکند. او از بیتفاوتی معشوق و تأثیر عمیق عشق بر دلش میگوید و در نهایت، خود را غلام معشوق میداند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات پیچیدهٔ ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۶۳ - دل اگر زغم خروشد چه غم از خروش اورا
دل اگر زغم خروشد چه غم از خروش اورا
که فغان دردمندان نرسد بگوش اورا ۱
دل من زنوش آن لب نرسد بکام هرگز
مگر از کسی که داد این لب همچو نوش اورا ۲
اگر ای عزیز یوسف به منش نمی فروشی
به زکات حسن باری ز نظر مپوش او را ۳
دل من چو دجله خون نکند چگونه طوفان
که هوای دوست آرد همه دم به جوش اورا ۴
زفغان این پریشان چه شو چو زلف درهم
که زخ تو کرد غارت دل و صبر و هوش اورا ۵
دل زار من چو بلبل به فغان میار ای گل
که زبان اگر گشاید، که کند خموش اورا ۶
چو غلام تست اهلی مفروش و گر فروشی
پی پاسبانی در به سگان فروش او را ۷
که فغان دردمندان نرسد بگوش اورا ۱
دل من زنوش آن لب نرسد بکام هرگز
مگر از کسی که داد این لب همچو نوش اورا ۲
اگر ای عزیز یوسف به منش نمی فروشی
به زکات حسن باری ز نظر مپوش او را ۳
دل من چو دجله خون نکند چگونه طوفان
که هوای دوست آرد همه دم به جوش اورا ۴
زفغان این پریشان چه شو چو زلف درهم
که زخ تو کرد غارت دل و صبر و هوش اورا ۵
دل زار من چو بلبل به فغان میار ای گل
که زبان اگر گشاید، که کند خموش اورا ۶
چو غلام تست اهلی مفروش و گر فروشی
پی پاسبانی در به سگان فروش او را ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۲ - این حسن و ملاحت نگر آن کان نمک را
گوهر بعدی:شماره ۶۴ - پیش تو دیده گر نبود غرق خون مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.