هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و دیوانگیهای ناشی از آن سخن میگوید. او خود را اسیر محبت معشوق میداند و از او میخواهد که خطاهایش را ببخشد. شاعر به عشق خود اعتراف میکند و بیان میکند که جز معشوق چیزی نمیبیند. او از رنجها و داغهای پنهان خود میگوید و در نهایت، به تقدیر و مرگ اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آنها ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات به رنج و مرگ ممکن است برای مخاطبان جوان نامناسب باشد.
شماره ۷۶ - چون به زنجیر محبت بسته یی پای مرا
چون به زنجیر محبت بسته یی پای مرا
عفو باید کردنت دیوانگی های مرا ۱
من بسر گر میروم جرمی ندارم زانکه تو
هر دم آتش می فروزی دیگ سودای مرا ۲
از من دیوانه گر نیک و بدی دیدی مرنج
رو مده در خاطر خود زشت و زیبای مرا ۳
این قدر بینایی من بس که جز خاک درت
در نظر چیزی نیاید چشم بینای مرا ۴
ظاهر و پنهان چه پوشم چون تو می بینی عیان
داغ پنهان درون و اشک پیدای مرا ۵
بر من مجنون چه حاجت زخم تیرت ای پری
بهر من تیرست و نشتر خار صحرای مرا ۶
ز آستانت همچو اهلی کی کنم پهلو تهی
هم مگر روزی اجل خالی کند جای مرا ۷
عفو باید کردنت دیوانگی های مرا ۱
من بسر گر میروم جرمی ندارم زانکه تو
هر دم آتش می فروزی دیگ سودای مرا ۲
از من دیوانه گر نیک و بدی دیدی مرنج
رو مده در خاطر خود زشت و زیبای مرا ۳
این قدر بینایی من بس که جز خاک درت
در نظر چیزی نیاید چشم بینای مرا ۴
ظاهر و پنهان چه پوشم چون تو می بینی عیان
داغ پنهان درون و اشک پیدای مرا ۵
بر من مجنون چه حاجت زخم تیرت ای پری
بهر من تیرست و نشتر خار صحرای مرا ۶
ز آستانت همچو اهلی کی کنم پهلو تهی
هم مگر روزی اجل خالی کند جای مرا ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۵ - زفتراک سوار من چه معراجی است آهورا
گوهر بعدی:شماره ۷۷ - چه عقل و دانش و هوشیست بر کمال مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.