هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و شوق به معشوق سخن میگوید و از درد فراق و بیتابی خود مینالد. او از ادب و نگاههای پر شور خود به لب معشوق یاد میکند و از بیاختیاری در بردن نام او حکایت دارد. شاعر با اشاره به گذران عمر و زنده بودن به عشق جانان، از شگفتی خود در رویارویی با معشوق میگوید. همچنین، او از نابرابری روزی و بیداد روزگار شکایت کرده و به دنبال آب حیات و بقا میگردد. در پایان، شاعر از شنیدن نام خود به زبان عربی از سوی معشوق ابراز خوشحالی میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۸۱ - پای بوس آن بت سنگین دل یا قوت لب
پای بوس آن بت سنگین دل یا قوت لب
آرزو دارم شبی تاروز و روزی تا به شب ۱
مردم از شوق لبش تا کی ادب دارم نگاه
میروم گستاخ پیش و میکنم ترک ادب ۲
کس مهل پیش من بیمار ای همدم مباد
نام او ناگه برم بی اختیار از تاب تب ۳
من که عمرم رفت بر باد و بجانان زنده ام
مانده ام در روی او بیخود همی مانم عجب ۴
روزی هر کس به قدر بخت باشد لاجرم
سنگ بیدادم زند نخلی کزو جویم رطب ۵
خلق گویند آب حیوان عمر جاویدان دهد
باری ای آب بقا کشتی تو ما را در طلب ۶
گرچه می گویند خلقی نام این مجنون به یار
خوش بود اهلی شنیدن تازی از لفظ عرب ۷
آرزو دارم شبی تاروز و روزی تا به شب ۱
مردم از شوق لبش تا کی ادب دارم نگاه
میروم گستاخ پیش و میکنم ترک ادب ۲
کس مهل پیش من بیمار ای همدم مباد
نام او ناگه برم بی اختیار از تاب تب ۳
من که عمرم رفت بر باد و بجانان زنده ام
مانده ام در روی او بیخود همی مانم عجب ۴
روزی هر کس به قدر بخت باشد لاجرم
سنگ بیدادم زند نخلی کزو جویم رطب ۵
خلق گویند آب حیوان عمر جاویدان دهد
باری ای آب بقا کشتی تو ما را در طلب ۶
گرچه می گویند خلقی نام این مجنون به یار
خوش بود اهلی شنیدن تازی از لفظ عرب ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۰ - یامن ناصبور را سوی خود از وفا طلب
گوهر بعدی:شماره ۸۲ - کرد بیدارم ز خواب بیخودی آن آفتاب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.