هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد هجران و عشق شکایت میکند و از معشوق میخواهد که امشب به او توجه کند. او از شب گذشته و رنجهایش میگوید و از معشوق میخواهد که با او همدردی کند. همچنین، به قدرت جادویی معشوق اشاره میکند که هوش از سر او ربوده است. در پایان، شاعر به کرامات معشوق اشاره میکند و از میفروش به عنوان کسی که این کرامات را دیده، یاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۸۳ - از جوش گریه دارم پیشت خروش امشب
از جوش گریه دارم پیشت خروش امشب
بنشین تو لیک سویم بنشان ز جوش امشب ۱
دوش از خمار هجرت صد درد سر کشیدم
پیش آ که عرض دارم احوال دوش امشب ۲
عمری شراب خوردی با همدمان دردی
با دردمند خود هم جامی بنوش امشب ۳
از بهر غمزه دیشب هوش آنچنان ربودی
کاعجاز صد مسیحا نارد بهوش امشب ۴
دوش از میان یاران سر گوشیت بمن بود
از ناز می نیاری نامم به گوش امشب ۵
صوفی چو با تو رقصد چون خرقه را نبخشد
در پوست هم نگنجد پشمینه پوش امشب ۶
اهلی مگو که نبود جانبخش جز مسیحا
دیدم من آن کرامت از میفروش امشب ۷
بنشین تو لیک سویم بنشان ز جوش امشب ۱
دوش از خمار هجرت صد درد سر کشیدم
پیش آ که عرض دارم احوال دوش امشب ۲
عمری شراب خوردی با همدمان دردی
با دردمند خود هم جامی بنوش امشب ۳
از بهر غمزه دیشب هوش آنچنان ربودی
کاعجاز صد مسیحا نارد بهوش امشب ۴
دوش از میان یاران سر گوشیت بمن بود
از ناز می نیاری نامم به گوش امشب ۵
صوفی چو با تو رقصد چون خرقه را نبخشد
در پوست هم نگنجد پشمینه پوش امشب ۶
اهلی مگو که نبود جانبخش جز مسیحا
دیدم من آن کرامت از میفروش امشب ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۶۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۲ - کرد بیدارم ز خواب بیخودی آن آفتاب
گوهر بعدی:شماره ۸۴ - سخن چه حاجت اگر دل مقابل افتادست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.