هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر عشق و تسلیم در برابر معشوق است. شاعر از عشق خود میگوید و بیان میکند که در حضور معشوق، هیچ چیز دیگری لازم نیست. او از اضطراب و عذاب دوری میکند و به آرامش و تسلیم در برابر عشق دعوت میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر وجود دارد که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات مورد استفاده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
شماره ۹۴ - به قتلم اینهمه خشم و عتاب حاجت نیست
به قتلم اینهمه خشم و عتاب حاجت نیست
چو می کشد غم عشقم شتاب حاجت نیست ۱
تو شمع بزمی و صد خانه روشن از رویت
بهر کجا که تویی آفتاب حاجت نیست ۲
اگر شراب نباشد تو باشی ای ساقی
بیا که صحبت ما را شراب حاجت نیست ۳
ما که قبله حاجت شد آستانه تو
بکعبه رفتنم از هیچ باب حاجت نیست ۴
دلا چو مرغ قفص چاره تو تسلیم است
چه میطپی بنشین اضطراب حاجت نیست ۵
عذاب ظلمتت غم بهر آب خضر مکش
برای یکدم آب این عذاب حاجت نیست ۶
خموش اهلی اگر توبه ات دهند از عشق
حدیث بیهده گو را جواب حاجت نیست ۷
چو می کشد غم عشقم شتاب حاجت نیست ۱
تو شمع بزمی و صد خانه روشن از رویت
بهر کجا که تویی آفتاب حاجت نیست ۲
اگر شراب نباشد تو باشی ای ساقی
بیا که صحبت ما را شراب حاجت نیست ۳
ما که قبله حاجت شد آستانه تو
بکعبه رفتنم از هیچ باب حاجت نیست ۴
دلا چو مرغ قفص چاره تو تسلیم است
چه میطپی بنشین اضطراب حاجت نیست ۵
عذاب ظلمتت غم بهر آب خضر مکش
برای یکدم آب این عذاب حاجت نیست ۶
خموش اهلی اگر توبه ات دهند از عشق
حدیث بیهده گو را جواب حاجت نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۳ - اگر چه ساقی جان می نهاد در دستت
گوهر بعدی:شماره ۹۵ - مست می و ساقیم تا نفسی باقی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.