هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از درد و رنج عشق و جفای معشوق سخن میگوید. شاعر از بیعدالتی و غمهای زندگی شکایت دارد، اما با این حال عشق و وفاداری خود را حفظ میکند. او از نبود مهربانی در جهان افسوس میخورد و تأکید میکند که حتی با وجود دردهای عشق، ارزش آن را دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و ناامیدی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۹۹ - در عهد تو آسوده کس از داغ ستم نیست
در عهد تو آسوده کس از داغ ستم نیست
گر سنگ سیاه است که بی آتش غم نیست ۱
خاک قدمت هرکه شود بگذرد از عرش
ای خاک بر آن سر که ترا خاک قدم نیست ۲
آزار دل ما مکن ای گل که حرام است
مرغ دل عاشق کم از صید حرم نیست ۳
هر چند که جور تو ز اندیشه زیادست
تا بیش بود مهر من از جور تو کم نیست ۴
نشکفت دل ما زنسیم کرم کس
افسوس که در باغ جهان بوی کرم نیست ۵
خوشباش اگر درد و ملالی رسد از دوست
در جام جهان صاف سلامت همه دم نیست ۶
اهلی مزن از همدمی ماه و شان لاف
کایشان نکنند این کرم و شان توهم نیست ۷
گر سنگ سیاه است که بی آتش غم نیست ۱
خاک قدمت هرکه شود بگذرد از عرش
ای خاک بر آن سر که ترا خاک قدم نیست ۲
آزار دل ما مکن ای گل که حرام است
مرغ دل عاشق کم از صید حرم نیست ۳
هر چند که جور تو ز اندیشه زیادست
تا بیش بود مهر من از جور تو کم نیست ۴
نشکفت دل ما زنسیم کرم کس
افسوس که در باغ جهان بوی کرم نیست ۵
خوشباش اگر درد و ملالی رسد از دوست
در جام جهان صاف سلامت همه دم نیست ۶
اهلی مزن از همدمی ماه و شان لاف
کایشان نکنند این کرم و شان توهم نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۰۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۸ - بی اختیار ماست که دل بیقرار ازوست
گوهر بعدی:شماره ۱۰۰ - به عهد یوسف من کز فرشته افزون است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.