هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق نافرجام، رنجهای عاشق، وصف جدایی و درد دل سخن میگوید. شاعر از عشقی پرشور و آلام روحی خود مینالد و با اشاره به نمادهایی مانند لیلی و مجنون، جام جم، و سایه عشق، عمق احساساتش را بیان میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، استفاده از استعارههای پیچیده و تمهای احساسی سنگین، درک این شعر نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد.
شماره ۱۰۰ - به عهد یوسف من کز فرشته افزون است
به عهد یوسف من کز فرشته افزون است
کسی حکایت لیلی کند که مجنون است ۱
اگر چه جام جمی آه از آن دل نازک
که تا نفس زده ام خاطرت دگرگون است ۲
سگ تو واقف بیمار دل ز بیداری است
تو مست خواب چه دانی که حال ما چون است ۳
چو غنچه سینه ریشم به بین و حال مپرس
که شرح زخم درونم ز وصف بیرون است ۴
نواله ستمت قسمت از ازل داریم
نصیبه ازل است این ستم نه اکنون است ۵
زرطل عشق گدا شاه اگر شود چه عجب
که ظل عشق عجب سایه همایون است ۶
چو شیشه گریه تلخی که می کنی اهلی
هزار کاسه چشم از غم تو پر خون است ۷
کسی حکایت لیلی کند که مجنون است ۱
اگر چه جام جمی آه از آن دل نازک
که تا نفس زده ام خاطرت دگرگون است ۲
سگ تو واقف بیمار دل ز بیداری است
تو مست خواب چه دانی که حال ما چون است ۳
چو غنچه سینه ریشم به بین و حال مپرس
که شرح زخم درونم ز وصف بیرون است ۴
نواله ستمت قسمت از ازل داریم
نصیبه ازل است این ستم نه اکنون است ۵
زرطل عشق گدا شاه اگر شود چه عجب
که ظل عشق عجب سایه همایون است ۶
چو شیشه گریه تلخی که می کنی اهلی
هزار کاسه چشم از غم تو پر خون است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۹ - در عهد تو آسوده کس از داغ ستم نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۰۱ - نور دو چشم کز برم بریده رفته است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.