هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از درد فراق و عشق ناکام سخن میگوید. شاعر از جدایی معشوق و رنج ناشی از آن مینالد، اما تأکید میکند که یاد او از دلش نمیرود. همچنین، به مفاهیمی مانند عشق الهی، رهایی از تعلقات دنیوی و بیثباتی دنیا اشاره دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۰۱ - نور دو چشم کز برم بریده رفته است
نور دو چشم کز برم بریده رفته است
هیچ نمی رود زدل گرچه زدیده رفته است ۱
پای بدامن کفن زان نکشد شهید عشق
کز سر مستی جهان دست کشیده رفته است ۲
کعبه جان کجا برد بار تعلق خسان
یافته ره در آن حرم هر که جریده رفته است ۳
هرکه ندیده روی او گر همه کام دیده است
عاقبت از جهان چو شد کام ندیده رفته است ۴
از پی آن غزال چین اهلی اگر تو جان دهی
کی بکف آریش دگر کز تو رمیده رفته است ۵
هیچ نمی رود زدل گرچه زدیده رفته است ۱
پای بدامن کفن زان نکشد شهید عشق
کز سر مستی جهان دست کشیده رفته است ۲
کعبه جان کجا برد بار تعلق خسان
یافته ره در آن حرم هر که جریده رفته است ۳
هرکه ندیده روی او گر همه کام دیده است
عاقبت از جهان چو شد کام ندیده رفته است ۴
از پی آن غزال چین اهلی اگر تو جان دهی
کی بکف آریش دگر کز تو رمیده رفته است ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۰۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۰ - به عهد یوسف من کز فرشته افزون است
گوهر بعدی:شماره ۱۰۲ - چو سوختم از عشق و شستم از جان دست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.