هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و ستایش معشوق سخن میگوید و زیباییهای او را با عناصر طبیعی و مقدس مقایسه میکند. شاعر تأکید میکند که در هیچ مکانی بدون یاد معشوق ننشسته و او را بینظیر میداند. همچنین، اشارهای به ناکامیهای عاشقانه و تقدیر دارد.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و ادبی آن نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۱۲ - وقت طرب ایام گل و موسم کشت است
وقت طرب ایام گل و موسم کشت است
میخانه ما در همه ایام بهشت است ۱
بی یاد تو در هیچ مقامی نه نشستم
گر گوشه محراب و گر کنج کنشت است ۲
سر تا قدمی روشنی دیده چو خورشید
ایزد تن پاکت مگر از نور سرشتست ۳
آدم به چنین خوبی و عیسی نفسی نیست
حقا که پری هم سخنش پیش تو زشت است ۴
چون دوخته گردد دل صد چاک تو اهلی
چون رشته مقصود ترا چرخ نرشتست ۵
میخانه ما در همه ایام بهشت است ۱
بی یاد تو در هیچ مقامی نه نشستم
گر گوشه محراب و گر کنج کنشت است ۲
سر تا قدمی روشنی دیده چو خورشید
ایزد تن پاکت مگر از نور سرشتست ۳
آدم به چنین خوبی و عیسی نفسی نیست
حقا که پری هم سخنش پیش تو زشت است ۴
چون دوخته گردد دل صد چاک تو اهلی
چون رشته مقصود ترا چرخ نرشتست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۳۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۱ - گمره عشقم و نبود به من مست گرفت
گوهر بعدی:شماره ۱۱۳ - جز از وصال تو با کس سر وصولم نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.